وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩
خداوند آگاه نهان است ، هیچ کس را بر نهان خود آگاه نمیسازد مگر فرستاده ای مورد رضایت . قطعا رسول اکرم یکی از آن فرستادگان مورد رضایت است . از همه اینها گذشته ، قرآن در آیات فراوانی معجزات رسولان را ذکر کرده است معجزات ابراهیم ، موسی ، عیسی با این حال ، چگونه ممکن است وقتی که از پیامبر اکرم معجزه بخواهند همچنانکه از رسولان گذشته معجزه خواستند و آنها اجابت کردند پیغمبر بگوید : " سبحان الله ! من بشر رسولی بیش نیستم " ؟ آیا آنها حق نداشتند بگویند آیا پیامبران گذشته که تو خود معجزات آنها را با این همه آب و تاب نقل میکنی ، بشر نبودند یا رسول نبودند ؟ آیا ممکن است چنین تناقض صریحی در قرآن وجود داشته باشد ؟ آیا ممکن است مشرکان متوجه چنین تناقضی نشده باشند ؟ اگر این منطق روشنفکری صحیح باشد ، پیغمبر به جای اینکه بگوید : " سبحان الله ! من بشر رسولی بیش نیستم " ، بایست میگفت : سبحان الله من خاتم رسولان ، من از قاعده رسولان دیگر مستثنی هستم ، از من آنچه از سایر رسولان میخواستند نخواهید ، نه اینکه بگوید من رسولی هستم مانند سایر رسولان . پس معلوم میشود آنچه مشرکان از پیغمبر میخواستند معجزه ، یعنی آیت و بینه به منظور کشف حقیقت که حقیقت جویان حق دارند از مدعیان پیامبری بخواهند ، نبوده است ، چیزی بوده که شان پیغمبران عموما این نبوده که به چنین درخواستهایی پاسخ بگویند این است که پیامبر فرمود : " سبحان الله ! من بشری رسول بیش نیستم " ، یعنی آنچه شما میخواهید چیزی نیست که یک حقیقت جو از پیامبران و رسولان بخواهد و رسولان ملزم باشند به آنها پاسخ مثبت