وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧
درباره رسول اکرم میفرماید : " « یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین »" همین نکته لطیف را استنباط کرده اند بعلاوه آنچه را که در مقابل این تایید و تصدیق مصلحتی تقاضا کرده بودند با تعبیر " « تفجر لنا من الارض ینبوعا " ادا کرده اند ، یعنی به سود ما چشمه ای جاری سازی معلوم است که این " مزد " خواهی است نه " بینه " خواهی و دلیل خواهی و معجزه خواهی پیغمبر آمده مؤمن واقعی بسازد نه اینکه به بهای معجزه رای و عقیده بخرد . خود نویسنده محترم مینویسد که به پیغمبر میگفتند : " اگر تو پیغمبری ، قیمت کالاها را از پیش به ما بگو تا در تجارتمان سود بریم " واضح است که این ، معجزه خواهی یعنی بینه خواهی برای کشف حقیقت نیست ، وسیله قراردادن پیغمبر است برای پول درآوردن بدیهی است که پاسخ پیغمبر این است که اگر خدا مرا به غیب ( برای چنین منظورهایی ) آگاه میکرد ، آن را وسیله برای کارهای دنیایی خودم قرار میدادم ، ولی معجزه و غیب وسیله این کارها نیست ، من پیامبرم و نوید دهنده و بیم دهنده . مشرکان میپنداشتند معجزه امری است در اختیار پیامبر ، هر ساعتی که بخواهد و هر طور بخواهد و برای هر منظوری بخواهد ، معجزه میکند این بود که از او چشمه جاری کردن ، خانه طلا داشتن ، قیمتها را پیشاپیش خبر دادن میخواستند در صورتی که معجزه مثل خود وحی است ، به آن طرف وابسته است نه به این طرف همان طور که وحی تابع میل پیغمبر نیست ، جریانی است از آن سو که پیغمبر را تحت تاثیر قرار میدهد ، معجزه نیز جریانی است از آن سو که اراده پیغمبر را تحت تاثیر قرار میدهد و به دست او جاری میشود این است معنی اینکه وحی " باذن الله " است ،