وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥
آمده است فرضا کسی شق القمر را توجیه و تعبیر کند ( که البته قابل تاویل
نیست ) ، داستان معراج و سوره اسراء را چگونه میتوان توجیه و تعبیر کرد
؟ در کمال صراحت میفرماید :
« سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی
بارکنا حوله لنریه من آیاتنا ».
منزه است آن که شبی بنده خویش را از مسجدالحرام تا مسجد الاقصی ( بیت
المقدس ) برد تا برخی از آیات خود را به او بنمایانیم .
آیا این جریان یک خرق عادت ، یک معجزه نیست ؟ !
در سوره مبارکه تحریم ، داستان در میان گذاشتن پیامبر رازی را با یکی
از زنان خود ، و باز در میان گذاشتن آن زن آن راز را با زنی دیگر آمده
است [١] ، که رسول اکرم به آن زن گفت چرا با دیگری گفتی ؟ و قسمتهایی
از آنچه میان آن دو زن گذشته بود بازگو کرد آن زن ( با تعجب ) پرسید :
تو از کجا اینها را دانستی ؟ رسول اکرم فرمود : خداوند مرا آگاه ساخت
آیا این خبر از غیب نیست ؟ معجزه نیست ؟
داستان آیات ٩٠ - ٩٣ سوره اسراء و بعضی آیات دیگر از این قبیل که
مورد استناد واقع شده چیز دیگر است در آنجا مساله تقاضای معجزه به معنی
" آیت " و " بینه " خواستن از طرف مردمی
[١] و اذ اسر النبی الی بعض ازواجه حدیثا فلما نبات به و اظهره الله علیه عرف بعضه و اعرض عن بعض فلما نباها به قالت من انباک هذا
قال نبانی العلیم الخبیر ». آنگاه که پیامبر رازی را با یکی از همسرانش در میان نهاد ، همینکه آن زن آن راز را به زن دیگر گفت و خدا پیامبر را بر افشای راز آگاه کرد ، قسمتی از آن را پیامبر بازگو کرد و از بازگو کردن قسمت دیگر خودداری نمود آن زن گفت : چه کسی ترا آگاه ساخت ؟ پیامبر گفت : خدای دانای آگاه .