وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣
ثالثا اینکه اقبال وحی را از نوع غریزه دانسته است ، خطاست همین جهت موجب اشتباهات دیگر او شده است عریزه همان طور که اقبال خود توجه دارد یک خاصیت صد در صد طبیعی ( غیر اکتسابی ) و ناآگاهانه و نازل تر از حس و عقل است که قانون خلقت در مراحل اول حیاتی حیوان ( حشرات و پایین تر از حشرات ) در حیوانات قرار داده است با رشد هدایتهای درجه بالاتر ( حس و عقل ) غریزه ضعیف میشود و فروکش میکند ، لهذا انسان که غنیترین حیوانها از نظر دستگاه اندیشه است ، ضعیف ترین آنها از نظر غریزه است . اما وحی ، برعکس ، هدایتی مافوق حس و عقل ، و بعلاوه تا حدود زیادی اکتسابی است ، بالاتر اینکه در اعلا درجه " آگاهانه " است جنبه آگاهانه بودن وحی ، به درجات غیر قابل توصیفی بالاتر از حس و عقل است و فضایی که وسیله وحی اکتشاف میشود بسی وسیع تر و گسترده تر و ژرف تر از آن فضایی است که عقل تجربی قادر به اکتشاف آن است . ما در یکی از بخشهای گذشته ( بخش مکتب ، ایدئولوژی ) این مطلب را ثابت کردیم که با توجه به مجموع استعدادهای فردی و اجتماعی انسان و پیچیدگی روابط اجتماعی انسان و مشخص نبودن نهایت سیر تکاملی انسان ، باید بپذیریم که آنچه فیلسوفان و متفکران اجتماعی به نام ایدئولوژی بافته اند ، گمراهی و سرگشتگی است برای انسان از نظر ایدئولوژی داشتن ، یک راه بیشتر وجود ندارد و آن ایدئولوژی از طریق وحی است اگر ایدئولوژی از طریق وحی را نپذیریم باید بپذیریم که انسان فاقد ایدئولوژی است . متفکران امروز بشر اذعان دارند که ارائه خط سیر آینده بشر