وحی و نبوت

وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢

ایجاد می‌کند و این امر با تولد این اعتقاد حاصل می‌شود که حجیت و اعتبار ادعای اشخاص به پیوستگی با فوق طبیعت داشتن ، در تاریخ بشری به پایان‌ رسیده است بنابراین به تجربه باطنی و عارفانه هر اندازه هم که غیر عادی‌ و غیر متعارف باشد اکنون باید به چشم یک تجربه کاملا طبیعی نظر شود و مانند سیماهای دیگر تجربه بشری ، نقادانه مورد بحث و تحلیل قرار گیرد " [١] .
مقصود اقبال در قسمت اخیر سخنش این است که با پایان یافتن نبوت ، الهامات و مکاشفات و کرامات اولیاء الله پایان نیافته است ، ولی‌ حجیت و اعتبار گذشته آنها پایان یافته است در گذشته که هنوز عقل تجربی‌ تولد نیافته بود ، معجزه و کرامت یک سند کاملا طبیعی و قابل قبول و غیر قابل تشکیک بود ، ولی برای بشر رشد یافته و به کمال عقلانی رسیده ( بشر دوره ختمیه ) این امور دیگر حجیت و سندیت ندارد و مانند هر حادثه و پدیده دیگر باید مورد تجربه عقلانی قرار گیرد عصر قبل از خاتمیت ، عصر معجزه و کرامت بود ، یعنی معجزه و کرامت عقلها را تحت نفوذ خویش قرار می‌داده است ، ولی عصر خاتمیت عصر عقل است عقل مشاهده کرامت را دلیل‌ بر چیزی نمی‌گیرد مگر آنکه با معیارهای خود صحت و اعتبار یک حقیقت کشف‌ شده از راه الهام را کشف کند .
این قسمت از سخن اقبال نیز مخدوش است ، چه از نظر دوران پیش از خاتمیت و چه از نظر دوران بعد از خاتمیت ما بعدا تحت عنوان " معجزه‌ ختمیه " درباره‌اش بحث می‌کنیم .


[١] همان ماخذ ، ص ١٤٦ و . ١٤٧