وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠
را مجسم میسازد . آیا اصل حرکت در اسلام چیست ؟ همان اصل که به نام "
اجتهاد " خوانده میشود " [١] .
مطابق بیان بالا نیاز به راهنمایی وحی برای همیشه باقی است ، هدایت
عقل تجربی نمیتواند جانشین هدایت وحی شود خود اقبال نیز صددرصد طرفدار
اصل بقای نیاز به راهنمایی برای همیشه است و حال آنکه فلسفه ای که او
برای ختم نبوت ذکر کرده مستلزم این است که نه تنها نیاز به وحی جدید و
رسالت جدید بلکه نیاز به راهنمایی وحی پایان میپذیرد ، و در حقیقت ، نه
تنها نبوت بلکه دیانت پایان مییابد .
این توجیه اشتباه آمیز اقبال از ختم نبوت سبب شده که همان نتیجه گیری
غلط از گفته های او بشود و چنین پنداشته شود که دوران ختم نبوت یعنی
دوران استقلال بشر از وحی نیاز بشر به راهنمایی و آموزش و پرورش
پیامبران ، از نوع نیاز کودک است به معلم کلاس کودک هر سال به کلاس
بالاتر میرود و معلم عوض میکند ، بشر نیز دوره به دوره به مرحله بالاتر پا
گذاشته و قانون و شریعتش عوض شده است کودک به کلاس نهایی میرسد و
گواهینامه پایان تحصیل میگیرد و از آن به بعد ، خود مستقل از معلم و
استاد به تحقیق میپردازد ، بشر دوره خاتمیت نیز با اعلام ختم نبوت ،
گواهی پایان نامه تحصیلات و بینیازی از تحصیل کلاسیک را گرفته و خود
مستقلا با مطالعه طبیعت و تاریخ به تحقیق میپردازد و " اجتهاد " یعنی
این ، پس ختم نبوت یعنی رسیدن بشر به مرحله " خودکفایی " .
بدون شک این گونه تفسیر از ختم نبوت غلط است . نتایج
[١] همان ماخذ ، ص ١٦٨ و . ١٦٩