وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩
ثابت و فروع متغیر است و کار " اجتهاد اسلامی " کشف انطباق فروع بر اصول است . میگوید : " این فرهنگ جدید [١] پایه وحدت جهانی را بر اصل توحید بنا نهاد اسلام ، به عنوان دستگاه حکومت ، وسیله ای عملی است برای آنکه اصل توحید را عامل زنده ای در زندگی عقلی و عاطفی نوع بشر قرار دهد اسلام وفاداری نسبت به خدا را خواستار است نه وفاداری نسبت به حکومت استبدادی را ، و چون خدا بنیان روحانی نهایی هر زندگی است ، وفاداری به خدا عملا وفاداری به طبیعت مثالی [٢] خود آدمی است اجتماعی که بر چنین تصوری از واقعیت بنا شده باشد ، باید در زندگی خود مقوله های " ابدیت " و " تغییر " را با هم سازگار کند ، بایستی که برای تنظیم حیات اجتماعی خود اصولی ابدی در اختیار داشته باشد ، چه آنچه ابدی و دائمی است در این جهان تغییر دائمی جای پای محکمی برای ما میسازد ولی چون اصول ابدی به این معنی فهمیده شوند که معارض با هر تغییرند ، یعنی معارض با چیزی هستند که قرآن آن را یکی از بزرگترین " آیات " خدا میداند ، آن وقت سبب آن میشوند که چیزی را که ذاتا متحرک است ، از حرکت باز دارند شکست اروپا در علوم سیاسی و اجتماعی ، اصل اول [٣] را مجسم میسازد و بیحرکتی اسلام در ظرف مدت ٥٠٠ سال اخیر ، اصل دوم [٤]
[١] فرهنگ اسلامی . [٢] طبیعت آرمان خواهی و کمال مطلوب جویی . [٣] نفی هر گونه اصل ابدی و انکار جاودانگی اصول اصلی زندگی . [٤] انکار اصل تغییر و اعتقاد به جاودانگی .