وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥
کمال اند نه خود کمال ، مقدمات فلاح و رستگاری اند نه خود فلاح و رستگاری ، وسایل نجات اند نه خود نجات . . ٤ نظریه چهارم این است که همچنانکه در نظریه سوم آمده است غایت انسان و کمال انسان ، بلکه غایت و کمال واقعی هر موجودی ، در حرکت به سوی خدا خلاصه میشود و بس ادعای اینکه پیامبران از نظر هدف ثنوی بوده اند شرک لایغفر است ، همچنانکه ادعای اینکه هدف نهایی پیامبران فلاح دنیوی است و فلاح دنیوی جز برخورداری از مواهب طبیعت ، و زندگی در سایه عدل و آزادی و برابری و برادری نیست ، ماده پرستی است ولی برخلاف نظریه سوم ارزشهای اجتماعی و اخلاقی با اینکه مقدمه و وسیله وصول به ارزش اصیل و یگانه انسان یعنی خداشناسی و خداپرستی است ، فاقد ارزش ذاتی نیستند . توضیح اینکه رابطه مقدمه و ذی المقدمه دو گونه است : در یک گونه تنها ارزش مقدمه این است که به ذی المقدمه میرساند ، پس از رسیدن به ذی المقدمه ، وجود و عدمش علیالسویه است مثلا انسان میخواهد از نهر آبی بگذرد ، سنگ بزرگی را در وسط نهر وسیله پریدن قرار میدهد بدیهی است که پس از عبور از نهر ، وجود و عدم آن سنگ برای انسان علیالسویه است همچنین است نردبان برای عبور به پشت بام و کارنامه کلاس برای نامنویسی در کلاس بالاتر . گونه دیگر این است که مقدمه در عین اینکه وسیله عبور به ذی المقدمه است و در عین اینکه ارزش اصیل و یگانه از آن ذی المقدمه است ، پس از وصول به ذی المقدمه وجود و عدمش علیالسویه نیست ، پس از وصول به ذی المقدمه ، وجودش همان طور