وحی و نبوت

وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٩

باشند ، در لحظات آخر آگاه می‌شدند گاه به عده ای دستور می‌داد که به طرفی‌ حرکت کنند و نامه ای به فرمانده آنها می‌داد و می‌گفت : بعد از چند روز که به فلان نقطه رسیدی نامه را باز کن و دستور را اجرا کن آنها چنین‌ می‌کردند و پیش از رسیدن به آن نقطه نمی‌دانستند مقصد نهایی کجاست و برای‌ چه ماموریتی می‌روند ، و بدین ترتیب دشمن و جاسوسهای دشمن را بی‌خبر می‌گذاشت و احیانا آنها را غافلگیر می‌کرد .

ظرفیت شنیدن انتقاد و تنفر از مداحی و چاپلوسی

او گاهی با اعتراضات برخی یاران مواجه می‌شد ، اما بدون آنکه درشتی کند نظرشان را به آنچه خود تصمیم گرفته بود جلب و موافق می‌کرد .
از شنیدن مداحی و چاپلوسی بیزار بود ، می‌گفت : به چهره مداحان و چاپلوسان خاک بپاشید .
محکم کاری را دوست داشت ، مایل بود کاری که انجام می‌دهد متقن و محکم‌ باشد تا آنجا که وقتی یار مخلصش سعد بن معاذ از دنیا رفت و او را در قبر نهادند ، او با دست خویش سنگها و خشتهای او را جابجا و محکم کرد و آنگاه گفت : " من می‌دانم که طولی نمی‌کشد همه اینها خراب می‌شود ، اما خداوند دوست‌ می‌دارد که هرگاه بنده ای کاری انجام می‌دهد آن را محکم و متقن انجام دهد " [١] .


[١] بحار الانوار ، ج ٢٢ ، ص . ١٠٧