وحی و نبوت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠
واقع بینی او را از او بگیریم ، هنوز زود است که در این مرحله ( مرحله
جهان بینی و جهان شناسی ) انسان را محکوم کنیم .
آنچه برای فیلسوفان و دانشمندانی که از نزدیک در این مسائل مطالعه
دارند امروز مسلم است این است که ریشه چند گونگی جهان بینیها و جهان
شناسیها را در شناخت شناسیها ، در آنچه که امروز نظریه معرفت و یا
شناخت نامیده میشود ، باید جستجو کرد [١] .
همت فیلسوفان متوجه شناخت شناسی شده است تا آنجا که عده ای مدعی
شدند فلسفه ، جهان شناسی نیست ، شناخت شناسی است اینکه جهان شناسیها
مختلف میشود ، از آن است که نظریات درباره " شناختن " مختلف است
یکی میگوید جهان را از طریق عقل باید شناخت و دیگری میگوید از راه حواس
و سومی میگوید از راه تزکیه نفس و اشراق و الهام از نظر یکی مراحل
شناخت به گونه ای است و از نظر دیگری به گونه ای دیگر کاربرد عقل از
نظر برخی محدود است و از نظر برخی نامحدود منابع شناخت چیست ؟ معیار
آن چیست ؟ و امثال اینها .
پس ایدئولوژی هر مکتب مبتنی است بر جهان بینی آن و جهان بینی آن
مبتنی است بر نظریه اش درباره معرفت و شناخت مترقی بودن هر ایدئولوژی
بستگی دارد به مترقی بودن جهان بینیاش و مترقی بودن جهان بینیاش بستگی
دارد به مترقی بودن شناخت شناسیاش در حقیقت ، حکمت عملی هر مکتب
وابسته است به حکمت نظری آن و حکمت نظری اش وابسته است به منطق آن .
[١] در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم ( جلد اول ) مخصوصا مقاله چهارم ( ارزش معلومات ) درباره این گونه مطالب به تفصیل بحث شده است در رساله ای که در نظر است تحت عنوان " شناخت " منتشر شود مفصل تر بحث خواهد شد .