يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٥ - ٧٩- اهل بيت چه كسانى هستند؟
اين احاديث را مىتوان در چهار بخش خلاصه كرد:
١- رواياتى كه از بعضى از همسران پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده و با صراحت مىگويد، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله سخن از اين آيه شريفه مىگفت، از حضرتش سؤال كرديم كه آيا ما هم جزء اين آيه هستيم؟ فرمود: شما خوبيد اما مشمول اين آيه نيستيد!
از جمله ثعلبى در تفسير خود از «ام سلمه» همسر گرامى پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در خانه خود بود كه فاطمه (س) غذايى نزد آن حضرت آورد، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «همسر و دو فرزندت حسن و حسين عليه السلام را صدا كن»، آنها آمدند، سپس غذا خوردند بعد پيامبر صلى الله عليه و آله عبايى بر آنها افكند و گفت:
اللّهُمَّ! هؤُلاءِ اهْلُ بَيْتى وَ عِتْرَتى فَاذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهيراً:
«خداوندا اينها اهل بيت من و عترت منند، پليدى را از آنها دور كن، و از هر گونه آلودگى پاكشان گردان» و در اينجا بود كه آيه إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ ... نازل شده ... من گفتم اى رسول خدا! آيا من هم با شما هستم؟! فرمود: انَّكِ الى خَيْرٍ: «تو بر نيكى هستى» (امّا در زمره اين گروه نيستى.) [١]
و نيز ثعلبى از علماى معروف اهل سنت كه در اواخر قرن چهارم و اوائل قرن پنجم مىزيسته، و تفسير كبير او معروف است از «عايشه» همسر پيامبر صلى الله عليه و آله چنين نقل مىكند: هنگامى كه از او درباره جنگ جمل و دخالتش در آن جنگ ويرانگر سؤال كردند (با تأسف) گفت: اين يك تقدير الهى بود! و هنگامى كه درباره على عليه السلام سؤال كردند، چنين گفت:
تَسْألينى عَنْ احَبِّ النّاسِ كانَ الى رَسُولِ اللّهِ وَ زَوْجِ احَبِّ النّاسِ كانَ الى رَسُول اللّهِ، لَقَدْ رَأَيْتُ عَليَّاً وَ فاطِمَةَ وَ حَسَناً وَ حُسَيْناً وَ جَمَعَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِثَوبٍ عَلَيْهِمْ ثُم قالَ: اللّهُمَّ هؤلاءِ اهْلُ بَيْتى وَ حامَتى فَأذْهِبْ عَنْهُمْ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهيراً، قالَتْ فَقُلْتُ يا رَسُول اللّهِ انَا مِنْ اهْلِكَ قالَ تَنَحّى فَانَّكِ الى خَيْرٍ:
«آيا از من درباره كسى سؤال مىكنى كه محبوبترين مردم نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بود، و از كسى مىپرسى كه همسر محبوبترين مردم نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله بود، من با چشم خود
[١]- طبرسى در مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث، و حاكم حسكانى در شواهد التنزيل، جلد ٢، صفحه ٥٦، حديث فوق را آوردهاند.