يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥ - ٣٠- آيا توسل به اولياء با توحيد سازگار است؟
حتى از ابن حجر در كتاب «الخيرات الحسان» نقل مىكند كه «امام شافعى» در ايامى كه در بغداد بود به زيارت ابو حنيفه مىرفت و در حاجاتش به او متوسل مىشد! [١]
و نيز در صحيح «دارمى» از «ابى الجوزاء» نقل مىكند كه سالى در مدينه قحطى شديدى واقع شد، بعضى شكايت به «عايشه» بردند، او سفارش كرد كه بر فراز قبر پيامبر روزنهاى در سقف ايجاد كنند تا به بركت قبر پيامبر از طرف خدا باران نازل شود، چنين كردند و باران فراوانى آمد!.
در تفسير «آلوسى» قسمتهاى زيادى از احاديث فوق را نقل كرده و پس از تجزيه و تحليل طولانى و حتى سختگيرى درباره احاديث فوق در پايان ناگزير به اعتراف شده و چنين مىگويد:
«بعد از تمام اين گفتگوها من مانعى در توسل به پيشگاه خداوند به مقام پيامبر صلى الله عليه و آله نمىبينم چه در حال حيات پيامبر و چه پس از رحلت او، و بعد از بحث نسبتاً مشروحى در اين زمينه، اضافه مىكند «توسل جستن به مقام غير پيامبر در پيشگاه خدا نيز مانعى ندارد به شرط اينكه او حقيقتاً در پيشگاه خدا مقامى داشته باشد.» [٢]
و اما در منابع شيعه موضوع به قدرى روشن است كه نياز به نقل حديث ندارد.
چند يادآورى لازم
در اينجا لازم است به چند نكته اشاره كنيم:
١- منظور از توسل اين نيست كه كسى حاجت را از پيامبر يا امامان بخواهد بلكه منظور اين است كه به مقام او در پيشگاه خدا متوسل شود، و اين در حقيقت توجه به خدا است، زيرا احترام پيامبر نيز به خاطر اين است كه فرستاده او بوده و در راه او گام برداشته و ما تعجب مىكنيم از كسانى كه اين گونه توسل را يك نوع شرك مىپندارند در حالى كه شرك اين است كه براى خدا شريكى در صفات و اعمال او قائل شوند و اين گونه توسل به هيچ وجه شباهتى با شرك ندارد.
[١]- التوصل ... ص ٣٣١.
[٢]- روح المعانى جلد ٤- ٦ ص ١١٤- ١١٥.