يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٠ - ١١٨- فلسفه حجاب چيست؟
خردهگيريهاى مخالفان حجاب
در اينجا مىرسيم به ايرادهائى كه مخالفان حجاب مطرح مىكنند كه بايد به طور فشرده بررسى شود:
١- مهمترين چيزى كه همه آنان در آن متفقند و به عنوان يك ايراد اساسى بر مسأله حجاب ذكر مىكنند اين است كه زنان نيمى از جامعه را تشكيل مىدهند اما حجاب سبب انزواى اين جمعيت عظيم مىگردد، و طبعاً آنها را از نظر فكرى و فرهنگى به عقب مىراند، مخصوصاً در دوران شكوفائى اقتصاد كه احتياج زيادى به نيروى فعال انسانى است از نيروى زنان در حركت اقتصادى هيچگونه بهرهگيرى نخواهد شد، و جاى آنها در مراكز فرهنگى و اجتماعى نيز خالى است!، به اين ترتيب آنها به صورت يك موجود مصرفكننده و سربار اجتماع درمىآيند.
اما آنها كه به اين منطق متوسل مىشوند از چند امر به كلى غافل شده يا تغافل كردهاند.
زيرا:
اولا: چه كسى گفته است كه حجاب اسلامى زن را منزوى مىكند، و از صحنه اجتماع دور مىسازد؟ اگر در گذشته لازم بود ما زحمت استدلال در اين موضوع را بر خود هموار كنيم امروز بعد از انقلاب اسلامى هيچ نيازى به استدلال نيست، زيرا با چشم خود گروه گروه زنانى را مىبينيم كه با داشتن حجاب اسلامى در همه جا حاضرند، در ادارهها، در كارگاهها، در راهپيمائيها و تظاهرات سياسى، در راديو و تلويزيون، در بيمارستانها و مراكز بهداشتى، مخصوصاً در مراقبتهاى پزشكى براى مجروحين جنگى، در فرهنگ و دانشگاه، و بالاخره در صحنه جنگ و پيكار با دشمن.
كوتاه سخن اينكه وضع موجود پاسخ دندانشكنى است براى همه اين ايرادها و اگر مادر سابق سخن از «امكان» چنين وضعى مىگفتيم امروز در برابر «وقوع» آن قرار گرفتهايم، و فلاسفه گفتهاند بهترين دليل بر امكان چيزى وقوع آن است و اين عيانى است كه نياز به بيان ندارد.