يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٥ - ٩٠- روح چيست؟ و اصالت آن چگونه قابل اثبات است؟
البتّه اين مسأله در لابلاى بحث استقلال روح روشن خواهد شد.
اكنون به اصل سخن بازگرديم.
در اين كه انسان با سنگ و چوب بىروح فرق دارد شكى نيست، زيرا ما به خوبى احساس مىكنيم كه با موجودات بىجان و حتّى با گياهان تفاوت داريم، ما مىفهميم، تصور مىكنيم، تصميم مىگيريم، اراده داريم، عشق مىورزيم، متنفر مىشويم، و ...
ولى گياهان و سنگها هيچ يك از اين احساسات را ندارند، بنابراين ميان ما و آنها يك تفاوت اصولى وجود دارد، و آن داشتن روح انسانى است.
نه ماديها و نه هيچ دستهاى ديگر هرگز منكر اصل وجود «روح» و «روان» نيستند و بهمين دليل همه آنها روانشناسى (پسيكولوژى) و روانكاوى (پسيكاناليزم) را به عنوان يك علم مثبت مىشناسند، اين دو علم گرچه تقريباً از جهاتى مراحل طفوليت خود را طى مىكنند ولى به هر حال از علومى هستند كه در دانشگاههاى بزرگ دنيا وسيله استادان و دانشپژوهان تعقيب مىشوند و همانطور كه خواهيم ديد «روان» و «روح» دو حقيقت جداى از هم نيستند بلكه مراحل مختلف يك واقعيتند.
آنجا كه سخن از ارتباط روح با جسم است و تأثير متقابل اين دو در يكديگر بيان مىشود نام «روان» بر آن مىگذاريم و آنجا كه پديدههاى روحى جداى از جسم مورد بحث قرار مىگيرند نام روح را به كار مىبريم.
خلاصه اينكه هيچكس انكار نمىكند كه حقيقتى بنام روح و روان در ما وجود دارد.
اكنون بايد ديد جنگ دامنهدار ميان «ماترياليستها» از يكسو و «فلاسفه متافيزيك و روحيون» از سوى ديگر در كجاست؟
پاسخ اين است كه: دانشمندان الهى و فلاسفه روحيون معتقدند غير از موادى كه جسم انسان را تشكيل مىدهد، حقيقت و گوهر ديگرى در او نهفته است كه از جنس ماده نيست اما بدن آدمى تحت تأثير مستقيم آن قرار دارد.