يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٩ - ٨٩- شبهه آكل و مأكول چيست؟
مگر روز نخست يك سلول بيشتر بود؟ همان يك «سلول نطفه» تمام صفات او را در برداشت و تدريجاً از راه تقسيم به دو سلول تبديل شد، و دو سلول به چهار سلول، و به همين ترتيب تمام سلولهاى بدن انسان به وجود آمدند، بنابراين هر يك از سلولهاى بدن انسان شعبهاى از سلول نخستين مىباشد كه اگر همانند او پرورش بيابد انسانى شبيه به او از هر نظر خواهد ساخت كه عين صفات او را دارا باشد.
اكنون با در نظر گرفتن مقدمات سهگانه فوق به پاسخ اصل ايراد مىپردازيم:
آيات قرآن صريحاً مىگويد: آخرين ذراتى كه در بدن انسان در هنگام مرگ وجود دارد روز قيامت به همان بدن بازمىگردد [١] بنابراين اگر انسان ديگرى، از او تغذيه كرده، اين اجزاء از بدن او خارج شده و به بدن صاحب اصلى برمىگردد تنها چيزى كه در اينجا خواهد بود اين است كه لا بد بدن دوم ناقص مىشود، ولى بايد گفت در حقيقت ناقص نمىشود بلكه كوچك مىشود، زيرا اجزاى بدن او در تمام بدن دوم پراكنده شده بود كه به هنگامى كه از آن گرفته شد به همين نسبت مجموع بدن دوم لاغر و كوچك تر مىشود، مثلا يك انسان شصت كيلوئى كه چهل كيلو از وزن بدن خود را كه مال ديگرى بوده از دست خواهد داد. تنها بدن كوچكى به اندازه كودكى از او باقى مىماند.
ولى آيا اين موضوع مىتواند مشكلى ايجاد كند؟ مسلماً نه، زيرا اين بدن كوچك تمام صفات شخص دوم را بدون كموكاست در بردارد و به هنگام رستاخيز همچون فرزندى كه كوچك است و سپس بزرگ مىشود پرورش مىيابد، و بصورت انسان كاملى محشور مىگردد، اين نوع تكامل و پرورش به هنگام رستاخيز هيچ اشكال عقلى و نقلى ندارد.
آيا اين پرورش هنگام رستاخيز فورى است يا تدريجى؟ بر ما روشن نيست، اما اين قدر مىدانيم هر كدام باشد هيچ اشكالى توليد نمىكند و در هر دو صورت مسأله حل شده است.
[١]- به آياتى كه مىگويد مردم از قبور خود زنده مىشوند مراجعه شود