يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٨ - ٨٩- شبهه آكل و مأكول چيست؟
١- مىدانيم كه اجزاء بدن انسان بارها از زمان كودكى تا هنگام مرگ عوض مىشوند، حتى سلولهاى مغزى با اين كه از نظر تعداد كم و زياد نمىشوند باز از نظر اجزاء عوض مىگردند، زيرا از يك طرف «تغذيه» مىكنند و از سوى ديگر «تحليل» مىروند و اين خود باعث تبديل كامل آنها با گذشت زمان است، خلاصه اينكه در مدتى كمتر از ده سال تقريباً هيچ يك از ذرات پيشين بدن انسان باقى نمىماند.
ولى بايد توجه داشت كه ذرات قبلى بهنگامى كه در آستانه مرگ قرار مىگيرند همه خواص و آثار خود را به سلولهاى نو و تازه مىسپارند، به همين دليل خصوصيات جسمى انسان از رنگ و شكل و قيافه گرفته، تا بقيه كيفيات جسمانى، با گذشت زمان ثابت هستند، و اين نيست مگر بخاطر انتقال صفات به سلولهاى تازه (دقت كنيد).
بنابراين آخرين اجزاى بدن هر انسانى كه پس از مرگ تبديل به خاك مىشود داراى مجموعه صفاتى است كه در طول عمر كسب كرده، و تاريخ گويائى است از سرگذشت جسم انسان در تمام عمر!
٢- درست است كه اساس شخصيت انسان را روح انسان تشكيل مىدهد، ولى بايد توجه داشت كه «روح» همراه «جسم» پرورش و تكامل مىيابد و هر دو در يكديگر تأثير متقابل دارند، و لذا همانطور كه دو جسم از تمام جهات با هم شبيه نيستند دو روح از تمام جهات نيز با هم شباهت نخواهند داشت.
به همين دليل هيچ روحى بدون جسمى كه با آن پرورش و تكامل پيدا كرده نمىتواند فعاليت كامل و وسيع داشته باشد، و لذا در رستاخيز بايد همان جسم سابق بازگردد تا روح با پيوستن به آن فعاليت خود را در يك مرحله عاليتر از سر گيرد و از نتايج اعمالى كه انجام داده بهرهمند شود.
٣- هر يك از ذرات بدن انسان تمام مشخصات جسمى او را در بر دارد، يعنى اگر راستى هر يك از سلولهاى بدن را بتوانيم پرورش دهيم تا بصورت يك انسان كامل درآيد آن انسان تمام صفات شخصى را كه اين جزء از او گرفته شده دارا خواهد بود.
(دقت كنيد).