اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ٨٩ - شاخۀ اوّل-دلايلى از قرآن كريم
و براى سليمان سپاهيانش از جن و انس و پرندگان جمع شدند و براى رژه دسته دسته گرديدند، تا آنكه به وادى مورچگان رسيدند. مورچهاى گفت: اى مورچگان بهخانههاى خود داخل شويد، مبادا سليمان و سپاهيانش-نديده و ندانسته-شما را پايمال كنند.
در آيۀ شريفه ملاحظه مىكنيم كه كسب اخبار پيشين، منحصر به انسانها نبوده، حيوانات و پرندگان نيز آن را مورد استفاده قرار مىدهند؛ زيرا مورچه با استفاده از اخبار پيشين، ابزار هشدار پيش از وقت را به كار بست و طبق اخبارى كه به او رسيده بود، به زبان مورچگان گفت: براى حفظ جانتان به خانههايتان برويد، از آن رو كه ممكن است سليمان و سپاهيانش بدون قصد و غرض شما را پايمال كنند. آن مورچه با استفاده از اخبارى كه از پيش به دستش رسيده بود، همنوعانش را نسبت بهاين پيشامد هشدار داد. [١]
دليل پنجم
خداوند متعال فرموده است: [٢]
«وَ قٰالَتْ لِأُخْتِهٖ [٣]قُصّيٖهِ [٤]فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ [٥]وَ هُمْ لاٰ يَشْعُرُونَ [٦]وَ حَرَّمْنٰا
[١] -سيد قطب، فى ظلال القرآن، ج ٤، ص ١٤١.
[٢] -قصص (٢٨) آيات ١١-١٢.
[٣]
[٤] -قصّيه: نشانش را دنبال كن و او را بجوى، آيا يادى از او مىشنوى؟ آيا پسرم زنده است يا طعمۀ جانوران و ماهيان دريا شده است؟ و گفته شده است: نشانش را دنبال كن تا خبرش را بدانى، چنان كه مىگويى: قصصت آثار القوم، آنگاه كه نشانههايشان را دنبال كرده باشى. و گفته شده است: بنگر با او چه مىكنند.
[٥] -فبصرت به عن جنب: به موسى از دور نگريست، به او نزديك نشد و نزد او نرفت تا ندانند كه با وى نسبتى دارد. گفته مىشود، از همان ماده است دو واژه مشهور «بصرت به» و «ابصرت» به معناى نگريستم. همين طور أَبْصَرْتُ عَن جُنُبٍ و عن جِنٰابَةٍ (هر دو به معناى از دور نگريستم) ، چنان كه شاعر گفته است:
[٦] -و هم لايشعرون: آنان نمىدانستند كه وىخواهر موسى است، زيرا بهاو چنان مىنگريست كه گويىاو را نمىبيند. و گفته شده است: يعنى نمىدانستند كه با او نسبتى دارد. (ر. ك: ابو جعفر محمد بن جرير طبرى، وفات ٣١٠ ه، جامع البيان فى تفسير القرآن، دارالمعرفة للطباعة و النشر، چاپ دوم، بيروت ١٣٩٢ ه/١٩٧٢ م، ج ٢، ص ٢٠-٢٦) از اين پس هرجا بهاين مأخذ رسيديم اينگونهارجاع مىدهيم: طبرى، جامعالبيان؛ عمادالدين ابوالفداء، اسماعيل بن كثير قرشى دمشقى، وفات ٧٧٤، تفسير القرآن العظيم، دار المعرفة، بيروت،١٤٠٠ ه/١٩٨٠ م، ج ٣، ص ٣ و ٣٨١، از اين پس هر جا به اين مأخذ رسيديم اين گونه ارجاع مىدهيم: ابن كثير، تفسير.