اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ٩٩ - شاخۀ دوم-دلايلى از سنت شريف نبوى
پلنگ پوشيده، در «ذى طوى» فرود آمدهاند و با خدا عهد بستهاند كه هرگز اجازۀ ورود به مكّه را به تو ندهند. آنان خالد بن وليد را با سوارانش به كُراع الغميم فرستادهاند. [١]
در روز حديبيه در سال ششم هجرى، رسول خدا (ص) يك گروه چهل نفره، ويژۀ شناسايى تشكيل داد و عكاشة بن محصن اَزْدى را به فرماندهىشان برگزيد. يكى از افراد طلايه با مشاهدۀ مردى، به گلّۀ دشمن رهنمون شد؛ و دويست شتر را به غنيمت گرفته، به مدينه آوردند. [٢]
دليل يازدهم
رسول خدا (ص) ، على (ع) ، زبير و مقداد بن اسود را فرستاد و گفت:
برويد تا به روضۀ خاخ [٣](جايى است ميان مكه [٤]و مدينه [٥]) برسيد كه ظعينه (زن سوار بر كجاوه) در آنجا است و نامهاى با خود دارد و آن نامه را از او بگيريد. نامه از حاطب بن ابىبلتعه بود كه براى مشركان مكه نوشت و مىخواست آنان را درجريان برخى از فعاليّتهاى رسول خدا (ص) قرار دهد. [٦]
[١] -ر. ك: ابن خلدون، تاريخ م ٢، ج ٢، ص ٣٤؛ محمد المعراوى، شريعة الحرب فى الاسلام، ص ٣٢٨.
[٢] -ر. ك: ابن هشام، سيره با حاشيه روض الانف، ج ٣، ص ٢٦٢؛ محمد معراوى، شريعة الحرب فى الاسلام.
[٣]
[٤] -مكه: بيت الله الحرام، از آن رو مكه ناميده شد كه ستمگران را نابود كرد، يعنى غرورشان را شكست؛ و گفته مىشود مكه ناميده شد به سبب ازدحام مردم در آن و گفته مىشود: مكه نام شهر و بكه نام خانه خداست و خداى متعال آن را ام القرى و بلد الامين خوانده است. رسول خدا (ص) مكه را در سال هشتم هجرى گشود. (ر. ك: حموى معجم البلدان، ج ٥، ص ١٨١-١٨٨.)
[٥] -مدينه: مراد يثرب و مدينه رسول الله است. از اين رو، به اين نام خوانده شد كه در زمان پراكنده شدن يثرب بن قائية بن مهلائيل بن ارم بن عبيل بن عوض بن ارم بن سام بن نوح عليه السلام در آن سكنى گزيد. هنگامى كه رسول خدا (ص) در آن فرود آمد چون پراكندگى را خوش نمىداشت، آن را طيبه و طابه ناميد و به خاطر سكونت پيامبر در آن شهر، مدينة الرسول ناميده شده. (ر. ك: حموى، معجم البلدان، ج ٥، ص ٤٣٠-٤٣١.)
[٦] -صحيح بخارى، مطابع دارالشعب، ج ٥، ص ٩٩ و ج ٤، ص ٧٢؛ صحيح مسلم، چاپ اوّل، حديث شمارۀ ٢٤٩٤، ج ٤، ص ١٩٤١؛ ابو داوود، السنن، حديث شمارۀ ٢٦٥٠، ج ٣، ص ٤٧، عسقلانى، فتح البارى، چاپ ششم، ص ١٠٨؛ بيهقى، السنن الكبرى، ج ٩، ص ١٤٧؛ زحيلى، العلاقات الدوليه، ص ٦٢.