اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ٢٦ - مطلب دوم اطّلاعات نظامى پيش از ميلاد
كه حِتّىها كشف كرده سلاحهاى جديدشان را با آن مىساختند از نزديك به چشم ببيند.
يك نمونۀ ديگر در جنگ «قادش» [١]در روزگار «رامسس دوم» اتفاق افتاد. حِتّىها كه رهبرى پيمان مخالف با مصر را بر عهده داشتند، در سوريه و فلسطين [٢]فتنهانگيزى مىكردند. رامسس دوم در سال ١٨٩٤ ق. م ناچار در رأس سپاهى بزرگ بيرون رفت، تا اينكه لشكر او به حوالى شهر قادش، مركز فتنه انگيزى و توطئه چينى دشمن، رسيد. ناگهان دو نفر صحرا نشين اهل منطقه در لشكرگاه مصريان ظاهر شده، وانمود كردند كه از سپاه حتّىها گريختهاند و پادشاه آنان از ترس سپاه مصر به شهر حلب به طرف شمال عقب نشينى كرده است. مصرىها در اين باره به شك افتادند و آن دو را بهشدت كتك زدند تا به حقيقت اعتراف كنند؛ امّا آنان بر گفتههاى خود اصرار ورزيدند و سپاه مصر گفتههاى آنها را باور كرد و با بىاحتياطى پيش رفت و سپاه دشمن، كه در بلندىهاى قادش پناه گرفته بودند، بر آنها يورش برده از همه سو در محاصره گرفتند. [٣]
اين رخداد ميزان موفّقيّت سازمان اطّلاعات حتّىها را در گمراه ساختن دشمن، كتمان اسرار و مقاومت در برابر شكنجه براى مصالح كشورشان، نشان مىدهد.
داستان موسى در «عهد عتيق» نيز اشاره به مأموريت عناصر اطّلاعاتى دارد:
[١]
[٢]
[٣] -صلاح نصر، الحرب النفسيه معركة الكلمة والمعتقد، چاپ دوم،١٩٧٦، ص ٥٦-٥٧.