اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١٨٣ - مطلب اوّل كيفر جاسوس مسلمان
كار را از روى كفر يا ارتداد يا رضاى به كفر بعد از اسلام انجام ندادهام، آنگاه رسول خدا (ص) فرمود:
«او راست مىگويد»
عمر گفت:
«اى رسول خدا اجازه بدهيد، گردن اين منافق را بزنم.»
گفت:
«او در بدر حاضر بوده است و چه مىدانى شايد خداوند بخواهد بر اهل بدر نظر كند و بگويد: آنچه مىخواهيد عمل كنيد، من گناهانتان را بخشيدم» . [١]
پس خداى عزّ و جل اين آيه را فرستاد:
«يٰا اَيُّهَا الَّذيٖنَ اٰمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا عَدُوّىٖ وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِيٰاءَ» [٢][٣]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، دشمن من و دشمن خود را به دوستى اختيار مكنيد.
از متن اين روايت دانسته مىشود كه سبب عدم قتل حاطب، تنها مسلمان بودنش نبود، بلكه اهل بدر بودن وى نيز بود؛ و اين سبب در ديگران وجود ندارد. پس اگر اسلام مانع مىبود، به اخصّ آن تعليل نمىشد، زيرا هرگاه حكم، تعليل به اعم گردد، اخص بىتأثير مىباشد. [٤]بنابراين، نكشتن جاسوس مسلمان فقط خاص اهل بدر است، اما دربارۀ ديگر
[١] -مراد غفران گناهان در آخرت است و گرنه چنانچه براى مثال بريكى از آنها حدّى واجب مىشد، در دنيا ساقط نمىگرديد. ر. ك: عظيم آبادى، عون المعبود، م ٢، ج ٧، ص ٣١٢.)
[٢] - ممتحنه (٦٠) ، آيۀ ١.
[٣] -صحيح بخارى، مطابع دار الشعب، ج ٤، ص ٧٢؛ صحيح مسلم، دار احياء التراث العربى، حديث شمارۀ ٢٤٩٤، ج ٤، ص ١٩٤١؛ ر. ك: البخارى، به شرح الكرمانى، مؤسسه مطبوعات الاسلاميه، ج ١٣، ص ١٩،٢١؛ البخارى بشرح عمدة القارىء، ج ١٤، ص ٢٥٤؛ ابو داوود، سنن، حديث شمارۀ ٢٦٥٠، ج ٣، ص ٤٧؛ بيهقى، سنن، ج ٩، ص ١٤٦؛ ابو الطيب شمس الحق عظيم آبادى، عون المعبود، شرح سنن ابى داوود، با شرح حافظ ابن قيم جوزى، ضبط و تحقيق عبدالرحمن محمد عثمان،١٤ جزء، ناشر عبدالمحسن صاحب مكتبة السلفيه، مدينه منوره، مطبعة المجد، ط ٢، (١٣٨٨/١٩٦٨) حديث شمارۀ ٢٦٣٣، باب ١٠٨ ج ٧، ص ٣١٠-٣١١؛ ابن قيم جوزى، زاد المعاد، ج ٣، ص ٤٢٣.
[٤]