اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١٦٦ - ويژگى دهم راز دارى
عنايت رسول خدا (ص) به حفظ اسرار است؛ هنگامىكه پيامبر از وجود نامه مطلع گرديد، كسى فرستاد تا آنرا از حاملش بگيرند و حاطب نيز براى مؤاخذه نزد آن حضرت احضار شد. اما عذر خواهى كرد و بر اسلام خود تأكيد ورزيد و رسول خدا نيز او را بخشيد. [١]
توصيههاى خلفا به فرماندهانشان پر از نصايحى است كه كتمان سرّ خودى و شناخت اسرار دشمن را تشويق مىكند. مهمترين آنها وصيت ابوبكر به يزيد بن ابوسفيان در هنگام اعزام وى به شام و سفارش او به خالدبن وليد در پيكار با اهل رِدّه است. نمونۀ ديگر، سفارش عمر بن خطاب به سعد بن ابى وقاص است. [٢]خلفاى دولتهاى اموى و عباسى نيز به اين اصل كه ريشه در طبع بشرى دارد، عمل مىكردند. هرثمه در دستنوشتهاش مطالبى آورده كه متن آن چنين است:
«گفتهاند هرچه مىتوانى در حفظ اسرار جنگى خود از افراد مورد اعتماد خويش بكوش. پس چنين كن، زيرا به اذن پروردگار با اين كار تدبير تو عملى مىگردد و مكر كيد ورزان به تو نمىرسد و زبانت را از تكلّم به سخنانى كه از طريق آنها امورى كه در ضمير دارى و يا سرّى كه پنهان مىكنى، كشف مىشود، نگهدار. بدان كه از لحن گفتار افراد مىتوان به اسرار پوشيده و مكنون ضمير آنان پى برد. در اظهار اسرار خويش كودكان را به دليل خردسالى و عَجَمان را به دليل عجم بودن، دست كم نگير، زيرا چه بسا اسرار پوشيده كه به وسيلۀ اينان كشف و پخش گردد.» [٣]
نيروى اطّلاعاتى بايد حرفهاش را سرّى نگهدارد و از ماهيت آن حتى نزد زن و فرزند و عزيزترين دوستانش چيزى نگويد. [٤]فاش كردن اسرار مسلمانان نزد كافران جايز نيست و كسى كه نقصهاى مسلمانان را به مشركان خبر دهد، به خاطر اين كار كيفر و زندانى مىشود.
[١] -ر. ك: صحيح بخارى، مطابع دار الشعب، ج ٤، ص ٧٢ و ج ٥، ص ٩٩؛ صحيح مسلم، دار احياء التراث العربى، حديث شمارۀ ٢٤٩٤، ج ٤، ص ١٩٤١؛ ابو داوود، سنن، حديث شمارۀ ٢٦٥٠، ج ٣، ص ٤٧.
[٢]
[٣] -عبدالرؤوف عون، الفن الحربى فى صدر الاسلام، ص ١٥٢-١٥٦.
[٤]