اطلاعات نظامی در اسلام - مناصره، عبدالله علي سلامه محمد؛ مترجم عبدالحسين بينش - الصفحة ١٣٦ - شاخۀ دوّم-دلايلى از سنّت شريف نبوى
پوستى كه آن را پاره كنند.
رسول خدا (ص) فرمود:
شتاب مكن. ابوبكر از همۀ قريش به نسبهاى آنان آشناتر است؛ و من در ميان آنها نَسَبى دارم، نزد او بشتاب تا نسبم را بر تو بازگويد» .
حسان نزد او رفت و آن گاه بازگشت و گفت: اى رسول خدا (ص) نسب تو را بر من باز گفت، به آن كس كه تو را به حق فرستاد سوگند (نسب) تو را از ميان آنها بيرون مىآورم، چنان كه مو را از خمير بيرون مىكشند.
عايشه مىگويد: از رسول خدا (ص) شنيدم كه به حسان مىگفت: مادامى كه از خدا و رسولش دفاع مىكنى، جبرئيل پيوسته تأييدگر توست.
همو گويد: از رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود: حسان با هجو گفتن آنان، دل خود و دلهاى مؤمنان را التيام بخشيد.»
حسان شعرى به اين مضمون سرود:
اسبان تيز تك به سوى شما مىتازند، در حالى كه بر دوش خود نيزههاى تشنه به خون را حمل مىكنند. اسبان ما به سرعت از يكديگر پيشى مىگيرند و زنان، باروسرىها، غبار از سر و رويشان پاك مىكنند. اگر از ما روى برگردانيد، عمر ما دراز مىشود، پيروزى حاصل مىگردد و پرده ها كنار مىرود و گرنه منتظر رسيدن روزى باشيد كه خداوند در آن روز هركه را بخواهد عزت مىبخشد. خداى متعال فرموده است: سپاهى كه خدا را يارى كند، برخورد با دشمن را بر او آسان مىسازم. [١]
دليل ششم: نقل شده است كه حسان بن ثابت براى هجو گفتن به مشركان از رسول خدا (ص) اجازه گرفت. [٢]
دليل هفتم: رسول خدا (ص) فرمود:
[١] -ر. ك: صحيح مسلم، حاشيه، ج ٤، ص ١٩٣٨.
[٢] -همان، حديث شمارۀ ٢٤٨٩، چاپ دوم، ج ٤، ص ١٩٣٤-١٩٣٥.