معاد از ديدگاه قرآن و روايات - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٥٢
بخوان براى آنها (مردم- بنى اسرائيل) سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم، ولى از آنها جدا شد و شيطان او را دنبال كرد و از گمراهان شد.
بلعم باعورا، يكى از دانشمندان زمان حضرت موسى (ع) بود. خداوند در اين آيه مىفرمايد: ما آيات خود را به او داديم. بر اساس روايتى از امام رضا (ع)، بلعم باعورا اسم اعظم را مىدانست و با آن دعا مىكرد و دعايش مستجاب مىشد، «١» اما همان گونه كه در آيه اشاره شده است، «٢» ميل به بهرهورى از لذّات دنيا و ملازمت با آن را پيدا نمود و پيروى از هواى نفس كرد و بخاطر آن از آيات الهى روى گرداند. سپس شيطان او را دنبال كرد و كنترل او را به دست گرفت. و سرانجام، نتوانست خود را از ورطه هلاكت و گمراهى، رهايى دهد. «٣» ارتكاب گناهان:
قرآن مىفرمايد:
«ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذينَ اساؤُا السُّوأى انْ كَذَّبُوا بِاياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ» «٤» سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد، مرتكب شدند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به مسخره گرفتند.
با نگاهى اجمالى به تاريخ زندگانى ياغيان و جانيان، مىتوان دريافت كه آنها در آغاز چنين نبودهاند و دست كم، نور ضعيفى از ايمان در قلب آنها وجود داشته، ولى ارتكاب پى درپى گناهان سبب شده كه روز به روز از ايمان و تقوا فاصله بگيرند و سرانجام، به آخرين مرحله كفر برسند. براى نمونه، يزيد به خاطر گناه زياد و اعمال پليدى كه داشت، كارش به جايى رسيد كه كافر شد و شمشير بر حجّت خدا كشيد. حضرت زينب سلام اللَّه