معاد از ديدگاه قرآن و روايات - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٤٣
او عرض كرد: به سبب نادانى آنها نسبت به فايده دارو. حضرت جواد (ع) فرمود: «قسم به آن كسى كه بحقّ، محمّد (ص) را به نبوّت مبعوث نمود، كسى كه بطور كامل خود را براى مرگ آماده كند، مرگ براى او از اين دارو براى بيمار سودمندتر است. آگاه باش! اگر مردم مىدانستند كه مرگشان به چه نعمتهايى مىانجامد، خواهان آن مىشدند و آن را دوست مىداشند؛ خيلى بيش از خردمندى كه تصميم به خوردن دارو براى دفع بيماريها و جلب سلامتى دارد.» «١» ركن اساسى براى نهراسيدن از مرگ، ايمان (به مبدأ و معاد)، عمل صالح و تقرّب به خداست و هر قدر ايمان و عمل شايسته بيشتر باشد، ترس از مرگ كمتر است. از اين رو، كافر، هميشه از مردن هراسناك است، چرا كه اعتقادى به جهان آخرت ندارد و مردن را نابودى مىداند و اگر احتمال آخرت را هم بدهد، كفه ترازوى عملش خالى است و زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح داده است.
معصومين و آرزوى مرگ زندگى دنيا، مقدمهاى براى زندگى آخرت است. اگر اين مقدمه در راه كمال انسان مورد بهره بردارى قرار گيرد، هر چه طولانى باشد خوب است؛ زيرا بر كمالات انسان مىافزايد و در آخرت از درجات بالاترى برخوردار مىگردد. از اين رو، مىبينيم در موارد فراوانى بزرگان دين از خدا، تقاضاى عمر طولانى كردهاند و در دعا به ما آموختهاند كه از خدا طول عمر همراه عافيت بخواهيم، امام سجّاد (ع) چنين از درگاه خداوند مىخواهد:
وَ عَمِّرْنى ما كانَ عُمْرى بِذْلَةً فى طاعَتِكَ فَاذا كانَ عُمْرى مَرْتَعاً لِلشَّيْطانِ فَاقْبِضْنى الَيْكَ» «٢» (پروردگارا!) تا آنگاه كه عمر من در راه طاعت تو باشد به من عمر بيشترى عنايت فرما، اما اگر عمر من چراگاه شيطان شد، جان مرا بگير.