معاد از ديدگاه قرآن و روايات - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١١٧
١- شاهد هر امتى از خودشان برانگيخته مىشود تا براى قطع عذر و اتمام حجت كافى باشد.
٢- اين آيات دلالت مىكند كه خداوند در هر زمانى شاهد عادلى بر مردم مىگمارد، و اين شاهد عادل داراى مقام عصمت الهى است، كه به هيچ وجه دروغ و باطل از او سر نمىزند، و نيز به حقايق اعمالى كه بر آنها شهادت مىدهد آگاهى داشته و داناى به آشكار و نهان است؛ از اين رو، حاضر و غايب بودن مردم نزد او مساوى است. «١» ٣- شهادت شاهد بايد از روى علم و يقين باشد. بنابراين هر حجت الهى نسبت به اعمال مردم از روى علم و يقين شهادت مىدهد.
٤- با توجه به نكات برشمرده، و نيز گفتار امام صادق (ع) در تفسير آيه (وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فى كُلِّ امَّةٍ ...) كه فرمود:
«در هر عصر و زمانى گواه و حجتى بر مردم است كه در قيامت هر امتى با امامش محشور مىشود.» «٢» نتيجه مىگيريم كه وجود امام وحجت عادل معصوم كه آگاه برحقايق اعمال بندگان و ظاهر و باطن آنان باشد، بعد از پيامبر اكرم (ص) تا روز قيامت لازم و ضرورى مىباشد.
٣- امامان:
امام هر عصرى نيز بر اعمال مردم شاهد و گواه است. در قرآن مىخوانيم:
«وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» «٣» بگو عمل كنيد (آزاديد) عمل شما را خدا و پيامبرش و مؤمنان مىبينند.
ظاهر اين آيه همه مؤمنان است، ليكن بطور قطع همه آنان مراد نيستند؛ بلكه عده خاصّى هستند؛ چون مؤمنان عادل و متوسط در كمال و سعادت، مثل بقيّه مردم صورتهاى ظاهرى اعمال را مىبينند وحس مىكنند، آن هم نسبت به اعمالى كه در