معاد از ديدگاه قرآن و روايات - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٦
آيات و روايات مختلفى وجود دارد كه آثار مختلف اعتقاد به معاد را بيان مىكند. در اينجا اكتفا مىكنيم به ذكر آيهاى از قرآن كه تأثير اعتقاد به معاد در ذكر خدا، اقامه نماز و پرداخت زكات، به گونهاى كه هيچ تجارت و معاملهاى مانع آن نشود را بيان مىكند:
«رِجالٌ لاتُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لابَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ اقامِ الصَّلاةِ وَ ايتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فيهِ الْقُلُوبُ وَ الْابْصارُ» «١» مردانى كه نه تجارت و نه معاملهاى آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و اداى زكات غافل نمىكند؛ آنها از روزى مىترسند كه در آن، دلها و چشمها زير و رو مىشود.
در اين آيه به خوف از روز قيامت كه به منزله علت براى فقرههاى قبل است، تصريح شده است و بخوبى مطلب را بيان مىكند.
بطور كلى، جامعهاى كه معتقد به روز جزا و پاداش است، گرفتار آرزوهاى دور و دراز، اعمال زشت و ناپسند نخواهد شد؛ روابط اقتصادى سالمى خواهد داشت و به ارحام و مستضعفان كمك خواهد نمود.
در مقابل، كسانى هستند كه تنها زندگى دنيا را هدف نهايى خويش مىدانند، مال و ثروت را اصيل دانسته و داشتن آن را سعادت بزرگ و واقعى مىپندارند. تعدادى از اينان، گروهى از قوم حضرت موسى (ع) بودند و همين عقيده خود را هنگامى كه قارون به ميان مردم آمد ابراز داشتند و گفتند:
«يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما اوتِىَ قارُونُ انَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظيمٍ» «٢» اى كاش، مانند آنچه به قارون داده شده براى ما هم بود؛ همانا او بهره بزرگى از ثروت را داراست.
ليكن مؤمنان بنىاسرائيل كه معتقد به مبدأ و معاد بودند و بينشى صحيح نسبت به مسائل داشته و مال و ثروت را امرى فرعى مىشمردند، خطاب به آنان گفتند:
«وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ امَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ لايُلَقَّيها الَّا الصَّابِرُونَ» «٣»