معاد از ديدگاه قرآن و روايات - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٠٦
ضريس در مورد آيه «هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقينَ صِدْقُهُمْ» از امام باقر (ع) نقل مىكند كه فرمود: «وقتى روز قيامت شد و مردم براى حساب محشور شدند ... اول كسى كه از فرزندان آدم براى سؤال خوانده مىشود، محمد بن عبداللَّه (ص) است ... خداوند مىگويد: اى محمد! آيا جبرئيل به تو رساند آنچه را كه به تو وحى كردم ... رسول خدا (ص) مىگويد: بله، اى پروردگار! جبرئيل تمام آنچه را كه به او وحى كرده بودى ... همه را به من رساند و به من وحى كرد. پس خداوند به محمد (ص) مىگويد: آيا به امّت خود رساندى آنچه را كه جبرئيل ... به تو رسانده بود؟ رسول خدا مىگويد: بله، اى پروردگار! ... بعد خداوند متعال به محمد (ص) مىگويد: آيا بعد از خودت در ميان امّت، كسى را كه بر پا دارنده حكمت و علم من باشد به عنوان جانشين گذاشتى ... سپس محمد (ص) مىگويد: بله، اى پروردگار! على بن ابى طالب برادر، وزير، وصىّ و بهترين امّتم را در ميانشان جانشين گذاشتم ... سپس هر يك از امامان با اهل زمانش خوانده مىشود و آنان با حجّتى كه دارند، استدلال مىكنند و خداوند عذر امامان را مىپذيرد و حجّتشان را امضا مىكند. سپس خداوند مىگويد: امروز راستگويى برايشان سودمند است». ضريس مىگويد: سپس ناگفته نماند كه سؤال خداوند براى رفع جهل از خود نيست، چون او به همه چيز عالم است؛ او سؤال مىكند تا حقايق براى مردم روشن شود و حجّت را بر آنان تمام كند تا اگر كسى به سوى بهشت يا جهنم روانه مىشود، از روى حجّت و برهان قطعى باشد و كسى نتواند به كار خداوند اعتراض كند.
آنچه از آيات و روايات در مورد همگانى بودن سؤال بيان شد، با آيه زير منافاتى ندارد:
«فَيَوْمَئِذٍ لايُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ انْسٌ وَ لاجانٌّ» «١» پس در آن روز (قيامت) نه جنّى و نه انسانى از گناهنش سؤال نمىشود.
زيرا در روز قيامت مراحل و مواقف متعددى وجود دارد و انسان در بعضى از مراحل و توقفگاهها مورد سؤال قرار نمىگيرد و در بعضى از آنها مورد سؤال قرار مىگيرد؛ همان