معاد از ديدگاه قرآن و روايات - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٤١
علّت ترس از مرگ همان گونه كه بيان شد، ايمان نداشتن به خدا و قيامت، برداشت غلط از مرگ و مرگ را به معناى نابودى تلقى كردن، از عوامل اساسى ترس از مرگ است. علاوه بر اينها، در روايات و آيات به عوامل ديگر نيز اشاره شده است. براساس روايات يكى از علل ترس از مرگ، تهيه نديدن ره توشه آخرت است، امامصادق عليهالسلام از پدر گرامىاش امام باقر (ع) نقل كرده كه فرمود:
مردى خدمت پيامبر اكرم (ص) آمد و عرض كرد: چه شده كه من مرگ را دوست ندارم؟
حضرت فرمود: آيا مال (و ثروت) دارى؟ عرض كرد: بله فرمود: آيا آنرا از پيش فرستادهاى؟ (و در كار خير و براى آخرت مصرف كردهاى؟) عرض كرد: نه فرمود: به همين علت مرگ را دوست نمىدارى.» «١» اين همان است كه حضرت على عليه السلام در يكىاز سخنان حكمت آميزش از آن، آه و ناله سر مىدهد و نسبت به آن هشدار داده، مىفرمايد:
«آه مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّريقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظيمِ الْمَوْرِدِ» «٢» آه از كمىتوشه (راه آخرت) و طولانىبودن راه و دوربودن سفر و بزرگبودن مقصد ومحلّ ورود.
مردى خدمت امام حسن (ع) آمد و عرض كرد: «اى پسر رسول خدا! چه بر سر ما آمده كه مرگ را ناپسند داشته، آن را دوست نمىداريم!» حضرت، در جواب وى فرمود:
«زيرا شما آخرتتان را خراب نموده و دنيايتان را آباد كردهايد، به همين جهت انتقال از آبادى به سوى خرابى را ناپسند مىداريد.» «٣» همانگونه كه از اين روايت استفادهمىشود، علّت كراهت از مرگ، تلاش نكردن براى آخرت، بلكه بىتوجهبودن بهآن و توجهمحض بهدنياست وهمينامر موجب خرابشدن آخرت است. خرابى آخرت، به سبب انجام اعمال بد و گناهان و از همه بالاتر، كفر و