معاد از ديدگاه قرآن و روايات - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٤٨
مجسّم مىگردند. در اين هنگام فرشته مرگ مىگويد: اينان رسول خدا (ص)، اميرمؤمنان (ع)، حسن و حسين عليهما السلام امامان هستند كه همنشينان تواند. محتضر، ديدگانش را باز مىكند و ندا كنندهاى از جانب حقّ، او را فرا مىخواند و مىگويد: اى نفسى كه به محمد و اهل بيتش آرامش يافتى، به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه ولايت ائمه را پذيرفته و بدان خرسندى و مورد خشنودى خداى سبحان مىباشى. پس داخل شو در زمره بندگانم و داخل شو در بهشتى كه برايت آماده ساختهام؛ در اين لحظه، براى مؤمن هيچ امرى دوست داشتنىتر از خلاصى روح و پيوستن به آن منادى، نيست. «١» جان دادن كافر انسان كافر، بطور سخت و دردناك» و همرا با تحقير «٣»، جانش گرفته مىشود. قرآن در اين باره مىفرمايد:
« (اى محمّد (ص)!) اگر ببينى هنگامى كه ستمگران در گردابهاى مرگ فرو رفتهاند و فرشتگان براى گرفتن جان آنها دستهاى قدرت و قهر خود را باز كردهاند، (به آنان مىگويند:) جان خود را از تن بيرون كنيد. امروز، مجازات خوار كنندهاى در برابر دروغهايى كه به خدا بستيد و در برابر آيات او تكبر ورزيديد، خواهيد ديد.» «٤» عاقبت به خيرى و بعضى از عوامل آن ممكن است انسان عمرى را در راه خدا بگذراند ولى در پايان عمر، همه كارهاى شايسته خود را از بين ببرد يا برعكس، عمرى در فساد و تباهى غوطهور باشد و سرانجام پشيمان شود، توبه كند و صالح شود. عاقبت به خيرى يعنى اينكه سرانجام كار انسان، نيكو باشد. انسانسعادتمند كسىاست كه حسنعاقبت داشته باشد. حضرت على (ع) فرمود:
«حقيقت سعادت اين است كه كار انسان به سعادت پايان يابد.» «٥»