معاد از ديدگاه قرآن و روايات

معاد از ديدگاه قرآن و روايات - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٢٧

مى‌كرده‌اند و يا مجسمه كوچكى پهلوى كالبد بعضى از مرده‌هاى خود مى‌گذاشته‌اند. قبر مرده را با لوازم و اثاثيه، خوراكيهاى فراوان، انواع خوردنى و نوشيدنى، اسباب تفريح، ورزش و زندگانى، پر مى‌كرده‌اند و اگر مرده از بزرگان و توانگران بود، اشياى ديگرى همچون زيورآلات بسيار گرانبها، در گورش مى‌نهاده‌اند. «١» ممكن است اين سؤال پيش آيد كه اگر مسأله معاد، فطرى است پس چرا مشركان در زمان پيامبر (ص) اينقدر بحث و جدل نموده و در مقابل مسأله رستاخيز، سخت مقاومت مى‌كردند و طبق بيان قرآن، به پيامبر نسبت جنون داده و مى‌گفتند بر خداوند افترا مى‌بندد:
«وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلى‌ رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ اذا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ انَّكُمْ لَفى‌ خَلْقٍ جَديدٍ افْتَرى‌ عَلَى اللَّه كَذِباً امْ بِهِ جِنَّةٌ» «٢» كسانى كه كافر شدند (به پيروان خود) گفتند: آيا شما را راهنمايى كنيم به مردى كه مى‌گويد هنگامى كه بطور كامل متلاشى شديد همانا آفرينش جديد خواهيد داشت، بر خدا دروغ بسته يا اينكه ديوانگى در او هست.
در جواب بايد گفت اين اعتراضات، منافاتى با فطرى بودن معاد ندارد، زيرا ممكن است پرده زخيمى از جهالت و پليدى فطرت پاك انسان را پوشانيده باشد؛ پيامبر (ص) با مردمى روبه‌رو بود كه با پيامبران پيشين فاصله زيادى داشتند و در اوج بت پرستى و جاهليت، به سر مى‌بردند. از طرف ديگر مهمترين مانع براى هوسرانى و چپاول ديگران، مسأله معاد و ترس از عذاب اخروى بود و براى توجيه وجدان خودشان و همچنين صاف‌كردن جاده شهوات و ادامه راه فسق و فجور، معاد را انكار مى‌كردند. قرآن در اين زمينه مى‌فرمايد:
«بَلْ يُريدُ الْانْسانُ لِيَفْجُرَ امامَهُ يَسْئَلُ ايَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ» «٣» بلكه انسان مى‌خواهد در پيش روى خود، راه را باز كند (مانعى براى آنچه مى‌خواهد انجام دهد نبيند) از اين رو، نسبت به قيامت اظهار ترديد كرده مى‌پرسد قيامت كى‌خواهد بود؟!