معاد از ديدگاه قرآن و روايات - علامی، ابوالفضل - الصفحة ٥١
بد عاقبتى و بعضى از عوامل آن بد عاقبتى، يعنى اينكه سرانجام كار انسان به بدى و شقاوت ختم شود. سوء عاقبت، عوامل مختلفى دارد كه به برخى از آنها اشاره مىشود:
تكبّر:
شيطان در ميان فرشتگان بود. همراه آنها بندگى خدا را مىكرد، اما عاقبت به گمراهى كشيده شد و از درگاه خداوند رانده شد و مورد لعنت خدا، قرار گرفت، «١» زيرا فرمان خداوند را اطاعت ننمود و به حضرت آدم (ع) سجده و خضوع نكرد و علّت آن تكبّر بود. قرآن مىگويد:
«و هنگامى كه به فرشتگان فرمان داديم كه به آدم سجده كنيد، همه سجده كردند جز شيطان كه سرباز زد و تكبر ورزيد و از كافران بود.» «٢» محبت دنيا:
پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«... وَ هُوَ مِفْتاحُ كُلِّ مَعْصِيَةٍ وَ رَأْسُ كُلِّ خَطيئَةٍ وَ سَبَبُ احْباطِ كُلِّ حَسَنَةٍ» «٣» محبت دنيا، كليد هر نافرمانى و اساس هر خطاو سبب نابودى اعمال نيك است.
بلعم باعورا، به خاطر حبّ دنيا، سرانجام كارش به گمراهى كشيد. قرآن كريم در اين زمينه مىفرمايد:
«وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذى اتَيْناهُ اياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَاتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوينَ» «٤»