معاد از ديدگاه قرآن و روايات

معاد از ديدگاه قرآن و روايات - علامی، ابوالفضل - الصفحة ١٢١

لقاء، در حالى كه هيچ چيزى كه عليه او به گناهى از گناهانش گواهى دهند، وجود ندارد، «١» ملاقات مى‌كند.
چگونگى گواهى‌ با توجه به قرار گرفتن زبان، دست، پا و پوست انسان و زمين در زمره گواهان، روشن مى‌شود كه اين گواهى از آن گواهيهاى معمولى دادگاههاى دنيا نيست، بلكه يك گواهى طبيعى و عملى است كه دروغ در آن راهى ندارد و كسى را ياراى انكار آن نيست. روح و جسم ما يك بايگانى عجيب واسرار آميز از تمام اعمال و رفتار ماست. همان طور كه غذا در جسم ما اثر گذاشته و آثار آن در خون، در سلولها و در استخوان ما وجود دارد وحتّى با تغيير سلولها و عوض شدن آنها، از بين نرفته و به سلولهاى آينده انتقال مى‌يابند، هر يك از اعمال ما تأثيرى در روح، جسم، زمين و زمان دارد كه در روز قيامت كه عالم ظهور و بروز است، همه آنها آشكار مى‌شوند. «٢» همچنين گواهى اعضاى بدن، زمين و زمان ممكن نيست، مگراينكه داراى نوعى شعور و حيات باشند و بتوانند نسبت به كردار انسان تحمل شهادت كنند، هر چند ما واقعيت حيات آنها را درك نمى‌كنيم. قرآن مى‌فرمايد:
«وَ انْ مِنْ شَىْ‌ءٍ الَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِنْ لاتَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ» «٣» هيچ چيزى نيست مگر آنكه با حمد خدا تسبيح مى‌گويد، ولى شما تسبيح آنها را نمى‌فهميد.
آرى، شهادت دادن اعضاى بدن و زمين و زمان و تسبيح گفتن همه موجودات، دليل بر جريان حيات و علم در آنهاست.
شاكيان‌ در روز قيامت شاكيانى از انسان شكايت‌مى‌كنند. آنان از اينكه حقشان در دنيا ضايع‌گشته، روز قيامت نزد خدا به شكايت بر مى‌خيزند و خداوند را به دادرسى و قضاوت مى‌خوانند.