سيماى يهود در قرآن - حاجی صادقی، عبدالله - الصفحة ٦٨
٤- مسلمانان و رهبران جامعه دينى نبايد از نسبتها و افتراءها ناراحت باشند؛ چرا كه دشمن كينهتوز حتى به خدا هم افترا مىزند! ولى خدا همه گفتهها و كردهها را ثبت و ضبط كرده، آنها را افشا و رسوا مىسازد.
٥- نسبت فقر دادن به خدا آنقدر زشت و ناپسند است كه قرآن آن را در كنار قتل پيامبران قرار مىدهد و البته نتيجه هر دو عذاب سوزان است.
٧- كفر از روى عناد و لجاجت وَ لَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَ كَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ (بقره: ٨٩)
و هنگامى كه از طرف خداوند كتابى براى آنها آمد كه موافق نشانههايى بود كه با خود داشتند و پيش از اين به خود نويد پيروزى بر كافران مىدادند [كه با كمك آن بر دشمنان پيروز گردند] با اين همه هنگامى كه آنچه [اين كتاب و پيامبرى] را كه [از قبل] شناخته بودند نزد آنها آمد به او كافر شدند. لعنت خدا بر كافران باد!