سيماى يهود در قرآن - حاجی صادقی، عبدالله - الصفحة ٥١
شأن نزول: براى اين آيه شأن نزولهاى مختلفى نقل شده است. مشهورترين آنها اين است كه يهودىها وقتى آياتى را شنيدند كه خدا از مؤمنين مىخواهد به او قرض بدهند «١» (و منظور، قرض دادن در راه خدا و به نيازمندان است) با استهزاء گفتند چگونه است كه خدا تنگ دست گشته و نمىتواند نيازمنديهاى بندگان و ترويج دين و احياى دعوتش را فراهم كند و از ديگران قرض مطالبه مىكند؟! در جواب آنها اين آيه نازل شد. «٢» برداشتها ١- از قومى كه نسبتهاى نارواى زيادى به خدا داده و حتى در قصههاى خود گاهى او را مغلوب و مقهور انسانهايى مانند يعقوب و آدم معرفى مىكنند، تعجبآور نيست كه چنين نسبت كفرآميزى را به خدا داده و او را دسته بسته و ناتوان معرفى كنند اين هم بخشى از همان تفكر محدود و مادى آنها است.
٢- گرچه اين مطلب را (و بسيارى از مطالب ديگر را) تنها برخى از يهوديان مىگفتند نه همه آنها، امّا قرآن اين را به همه يهوديان نسبت مىدهد؛ چون اين حرف و اعتقاد مورد قبول و