سيماى يهود در قرآن - حاجی صادقی، عبدالله - الصفحة ١١٣
برداشتها ١- روحيه نژادپرستى و خودستايى يهود تا آنجا پيش رفت كه نه تنها به پيامبران و انسانهاى صالح نسبت دروغ دادند بلكه حتى به خدا هم نسبت ناروا داده و دروغ مىبستند.
٢- خودستايى و عجب اگر كنترل نشود به تدريج انسان را به انحراف فكرى كشانده و سبب مىشود چيزهايى را به خدا نسبت بدهد كه واقعيت ندارد (و يا حتى براى خدا تعيين تكليف كند كه خدا بايد ما را با ديگران متفاوت بداند و ببيند).
٣- براى قومى كه خود را خداباور و صاحب كتاب آسمانى مىدانند جاى بسى شگفتى است كه به خود جرأت داده و نسبتهايى را به خدا داده يا جايگاهى را براى خود در نظام آفرينش قائل باشند كه واقعيت ندارد. لذا با تعبير أنظر كيف:
«ببين چگونه» كه نشان دهنده تعجب و شگفتى است اين اقدام ناپسند را مطرح مىكند.
٤- دروغ بستن به خدا گناهى است بس عظيم كه اگر يهود هيچ گناه و انحرافى نداشتند جز همين گناه براى عذاب و مجازات آنها كافى بود، چرا كه چه گناه و ظلمى بزرگتر از ظلمِ دروغ بستن به خدا؟
چه كسى ستمكارتر است از كسانى كه بر خدا افتراء مىبندند؟
آنان (روز رستاخيز) بر پروردگارشان عرضه مىشوند در حالى