سيماى يهود در قرآن

سيماى يهود در قرآن - حاجی صادقی، عبدالله - الصفحة ٥٧

برهمائيان (كه به خداى پدر، خداى پسر، خداى مادر و حتى خداى همسر اعتقاد داشتند) مقايسه كنند و جالب اينكه بسيارى از معارف عهدين با خرافات و انديشه‌هاى بودائيان و برهمائيان تطبيق دارد و حتى بسيارى از داستانها عيناً همان است و اين همان مطلبى است كه قرآن تعبير كرده است كه اين حرف يهود و نصارى‌ همانند (و گرفته شده از) كافران پيشين است. «١» ٥- انسان هر چه اوج بگيرد و شخصيت او بزرگ باشد از مرتبه امكانى و عبوديت خارج نگشته و هرگز به مرتبه خدايى نخواهد رسيد. در فرهنگ اسلامى پيامبر اكرم كه اشرف و اعظم همه انسانها و انبيا و اوليا مى‌باشد بالاترين و والاترين صفتش كه حتى قبل از رسالتش مطرح مى‌شود، مقام عبوديت او است.
يعنى در تعظيم و تكريم نبايد افراط و تفريط كرد و انسان ممكن الوجود و مخلوق را هم مرتبه واجب الوجود و خالق قرار داد. اين فرهنگ كجا و فرهنگ يهود و نصارى كه بزرگان دين خود را فرزندان خدا مى‌دانند كجا! ٦- قاتلهم الله (خدا آنان را بكشد) به معناى جنگ و كشتار خدا با آنها نيست بلكه نفرين و لعنت الهى است، يعنى شايستگى و ارزش زنده بودن ندارند و از رحمت خدا دور باشند!