سيماى يهود در قرآن - حاجی صادقی، عبدالله - الصفحة ١١٧
كردهاند كه جايى براى خدا در آن باقى نمانده است و در حقيقت به دليل اعمال ناپسند و لجاجت و خباثت باطنى خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر و بر چشمانشان پرده افكنده است «١» و لذا از درك واقعيتها محروماند.
٤- دلى كه حرم خدا است و مىتواند تجلىبخش انوار ملكوتى و اوجگيرى به اعلى عليين باشد و در حكم مركز فرماندهى و هدايت همه اعضاء و جوارح ديگر باشد بر اثر تعلقات بى ارزش دنيوى و لجاجت و عنادورزى آنچنان سخت و سنگ مىگردد كه صاحب آن را نمىتوان انسان و خليفه خدا ناميد و بدون ترديد او از حبوان پستتر است. «٢» ٥- يهود نه تنها در برابر آيات و نشانههاى آشكار الهى دل نرم و انعطافپذير نداشتند بلكه در روابط با ديگر انسانها هم سخت دل و مانند حيوانى درنده و وحشى عمل كرده و مىكنند.
هر كه با آنها نبود، دشمن آنان و مستحق شديدترين برخورد و تجاوز شناخته مىشود كه علاوه بر آنچه در تاريخ از آنها مىخوانيم، نمونه زنده و بارز آن صهيونيسم و يهوديت حاكم بر غرب و آمريكا است كه جنايات وحشيانه و غير قابل توصيف