جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٥٢
مردم قيام كننده همانند گذشته در پى دستيابى به استقلال كشور از سلطه انگليسىها بودند، اين مخالفتها نيز از سوى روحانيت شيعه هدايت و رهبرى مىشد، بگونهاى كه مردم بر اساس نظر علماى شيعه از شركت در انتخابات مجلس ملّى كه قرار بود بر قيمومت انگليس بر عراق صحه گذارد، خوددارى كردند. امّا روحانيت همانندِ دوران قيامهاى ضد انگليسى گذشته در صحنه حضور نداشت. علت اين امر به سركوب قيام ١٩٢٠ م./ ١٢٩٩ ه. ش.، روى كار آمدن يك دولت ملّى، تحكيم سلطه انگليس در عراق و نيز فقدان رهبر و يا رهبرانى مقتدر چون آيت الله محمد تقى شيرازى و شيخ الشريعه بود. «١» تداوم نهضت اسلامى عراق در دهه ٣٠ و ٤٠ هجرى شمسى در نيمه اوّل دهه ٣٠ ه. ش./ نيمه دوم دهه ٥٠ م. ناسيوناليسم عربِ متأثر از انديشههاى ناسيوناليستى «جمال عبدالناصر»- رئيس جمهور اسبق مصر- و نيز رشد فزاينده كمونيسم و ... موجب شكل گيرى گروههاى اسلامى جديد در عراقگرديد.
«حزب الدعوه» (تأسيس ١٣٣٦ ه. ش.) جماعت العلماء (تأسيس ١٣٣٧ ه. ش.) و حزب اسلامى (تأسيس ١٣٣٩ ه. ش.) سه تا از اين گروهها هستند كه اوّلى بر پايه لزوم تلاش براى بازگشت به اسلام نخستين و مابقى به منظور جلوگيرى از گسترش كمونيسم شكل گرفتند. «٢» هدف رهبران حزب الدعوه، جماعت العلما و حزب اسلامى تغيير وضع سياسى عراق و تبديل آن به يك وضع مطلوب اسلامى از طريق مبارزه با ناسيوناليسم و كمونيسم و تشكيل حكومت اسلامى بود. اين هدفها ماحصل سالها مبارزه سياسى به شمار مىرفت.
زيرا حزبالدعوه پس از بيست سال تلاش ناموفق در متقاعد كردن دولت به لزوم انجام و اجراى اصلاحات، اندكى بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران متقاعد شد كه در وضع فعلى عراق، اسلام به انقلاب و حكومت و نه به اصلاحات نياز دارد. جماعت العلما نيز كه بعدها در شكل حزب اسلامى به فعاليت خود ادامه داد، تنها راه مبارزه با شرك و