جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ١٨٣
اول: برخى از گروه هاى اسلامى به صورت آشكار خواهان استقرار حكومت اسلامى و يا نظام مصطفى (ص) در كشورشان شدهاند، و آن را در اساسنامه (مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق) و يا در اعلاميه هاى خود (حزب الدعوه) و ... مطرح كردهاند. البته برخى از جنبشهاى اسلامى (مانند كشمير و افغانستان) دستيابى به استقلال سياسى را اولين هدف سياسى خود قرار داده اند.
دوم: بعضى از گروه هاى اسلامى ديگر با طرح لزوم اجراى شريعت اسلامى (مانند نهضت جمعيت ارشاد اسلامى مصر)، تأكيد بر جمهورى اسلامى ايران به عنوان تنها راه حل (مانند اخوان المسلمينمصر) ترجمه كتاب حكومت اسلامى امام خمينى (ره) (مانند اليسار الاسلامى مصر) و ... علاقمندى خود را براى برپاكردن يك حكومت اسلامى ابراز كرده اند.
سوم: برخى از حركتهاى ديگر اسلامى، خويش را از دايره تنگ ناسيوناليسم خارج كرده و خواهان برپايى يك نظام اسلامى بر پايه امت واحد مسلمان از خليج فارس تا اقيانوس اطلس شده اند (مانند رابطه الدعوه الاسلاميه) در الجزاير و يا اينكه بر اساس اصل ولايت فقيه از رهبرى انقلاب اسلامى ايران پيروى مى كنند. گروه اخير نيز دو دستهاند، دستهاى كه از لحاظ عقيدتى و مذهبى خود را مقلّد رهبرى انقلاب اسلامى ايران مى دانند (مانند جنبش امل در لبنان) «١» و دسته اى كه هم از لحاظ سياسى وهم مذهبى از رهبران انقلاب اسلامى ايران پيروى مىكنند. (مانند حزب الله لبنان).
گروه ها و سازمانهاى اسلامى مذكور براى نيل به يك نظام مبتنى بر اسلام شيوه و روشهاى مختلفى را در پيش گرفته اند. برخى صرفاً از طريق اقدام قهرآميز، مسلحانه مانند (حزب الله حجاز) و كودتا (مانند بحرين) در صدد نابود كردن رژيم حاكم هستند.
در نقطه مقابل گروه هايى قرار دارند كه شرايط فعلى را براى دست زدن به اقدامات مسلحانه مساعد نمى دانند و با توسل به شيوه هاى مسالمت آميز ازقبيل شركت در انتخابات پارلمانى در پى تغيير نظام موجود هستند (مانند حزب اسلام گراى رفاه)، امّا