جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٣٩
مراجعات علما و مردم ايران و بويژه نامه تاريخى سيد جمالالدين اسدآبادى از زيانهاى امتياز آگاه شد و در دو وهله مخالفت خود را با امتياز رژى از طريق ارسال تلگراف و نامه به شاه اعلام كرد و پساز آنكه از اين اقدامات نتيجهاى نگرفت، در آذر ١٢٧٠ ه. ش.
فتوايى به اين شرح صادر كرد.
«بسم اللّه الرحمن الرحيم. الْيَوْمْ استعمال تنباكو و توتون باىِّ نَحْوٍ كانَ در حكم محاربه با امام زمان صلوات الله و سلامه عليه است.» «١» فتواى مرجع شيعيان جهان به سرعت در سراسر ايران منتشر شد. در پى آن استعمال توتون و تنباكو در همه ايران، حتى در حرامسراى شاه متوقف گرديد و مخالفت مردمى عليه امتياز تا ارگ شاه با فرياد «ما شاه نمىخواهيم» گسترش يافت. اثر آنى اين مخالفتها لغو امتياز از سوى شاه بود. اما اين پيروزى جبروت پادشاهى را در هم شكست و افسانه شكستناپذيرى شاه را در هم ريخت و بر شهامت مردم براى دست زدن به اقدامات بعدى چون ترور ناصرالدين شاه و انقلاب مشروطه افزود. «٢» ٢- انقلاب مشروطيت ايران نويسندگان، سخنوران و محققان، علل مختلفى را در باب زمينههاى شكلگيرى انقلاب مشروطه برشمردهاند. اين علل متعدد را مىتوان در دو بعد كلى استبداد داخلى (مانند ظلم و جور صدراعظم عين الدوله) و استعمار خارجى (مانند افزايش نفوذ روس و انگليس از طريق كسب امتيازات استعمارى) خلاصه كرد. روشنگرى و مبارزه شخصيتها (چون سيد جمال الدين اسدآبادى)، مطبوعات سياسى (چون روزنامه حبلالمتين در كلكته) و علماى مذهبى داخل (مانند آيت الله بهبهانى) و خارج (مانند آخوند خراسانى) نيز در پيدايش مشروطه مؤثر بود. «٣»