جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ١٧٠
سياسى محروم ساخت. «١» مخالفت با استقلال خواهى مسلمانهاى بوسنى و هرزگوين، مجدداً پس از فروپاشى يوگسلاوى در شكل و سطح وسيعى تكرار شد. به بيان ديگر بوسنى و هرزگوين كه پس از كرواسى، اسلوونى و مقدونيه در بهار ١٣٧١ ه. ش./ ١٩٩٢ م. استقلال خود را اعلام كرد، درگير يك جنگ ناخواسته با صربها گرديد؛ زيرا تشكيل يك جمهورى مستقل مسلمان نشين در تضاد با انديشه تأسيس صربستان بزرگ يا «صربستان بدون مسجد» «٢» كه قلمرو آن بوسنى و هرزگوين را نيز در بر مىگيرد، قرار داشت. «٣» ٣- جلوگيرى از تجاوز ارضى: صربستان به دريا راه ندارد و محصور در خشكى است. به اعتقاد صربها، صربستان مانند هر كشور ديگر به منظور نيل به توسعه تجارت بازرگانى، افزايش توان نظامى و رشد اقتصادى به دريا و بهره بردارى از آن نيازمند است.
اين نياز حياتى صربستان با الحاق خاك بوسنى و هرزگوين به آن كشور تأمين مىشود. به همين علت هنگامى كه بوسنى و هرزگوين مصوبه پارلمان صربستان مبنى بر الحاق هفتاد درصد ار خاك بوسنى از جمله باريكه هم مرز با دريا را نپذيرفت، جنگ عليه بوسنى و هرزگوين آغاز گرديد. «٤» هدفها و خواسته هاى جنبش اسلامى در بوسنى و هرزگوين تثبيت برترى نژادى، دستيابى به دريا و ريشه كن كردن اسلام در اروپا از مهمترين