جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ١٦٨
همچنين فرمان «پاپ پطرس» در سال ١٢٩٩ ه. ش./ ١٨٥٠ م. مبنى بر آتش زدن كتابهاى اسلامى در سرتاسر شبه جزيره بالكان، نشان از ورود اسلام به بوسنى و هرزگوين قبل از ورود عثمانيها به آن سرزمين دارد. «١» بوسنى و هرزگوين قبلاز قرن ٨ ه. ش./ ١٤ م. به امپراتورى روم شرقى تعلق داشت.
با فتح بوسنى و هرزگوين توسط «سلطان محمد فاتح»، آن سرزمين تا اواسط قرن ١٣ ه. ش.
/ ١٩ م. تحت حاكميت مستقيم عثمانيها قرار گرفت. از سال ١٢٥٧ ه. ش./ ١٨٧٨ م. به بعد بوسنى و هرزگوين از سوى صربها و سپس اتريشيها اداره شد. پس از جنگ جهانى اوّل در آن منطقه حكومت پادشاهى مشترك اسلاوهاى ارتدكس (صرب) و اسلاوهاى كاتوليك (كروات) تأسيس گرديد. امّا بعد از جنگ جهانى دوم تا فروپاشى يوگسلاوى، تيتو و حكومت كمونيستى بر آن حكم راندند. «٢» ولى پس از اينكه مردم بوسنى و هرزگوين به استقلال خويش در سال ١٣٧١ ه. ش./ ١٩٩٢ م. رأى دادند، جنگ ناخواستهاى از سوى صربها بر آنها تحميل شد. بررسى مختصر زمينه ها، هدفها و دستاوردهاى اين جنگ ما را به ابعاد مختلف حيات سياسى جنبش اسلامى بوسنى و هرزگوين آگاه مىسازد.
ريشههاى حركت اسلامى در بوسنى و هرزگوين ايستادگى مسلمانان در مقابل صربها ريشه در مسائل عديده تاريخى و سياسى دارد.
برخى از مهمترين آنها عبارتند از:
١- مقابله با سياست برترى نژادى صربها: صربها همانند نازيها و صهيونيستها، خود را نژاد برتر مىشمارند. آنها اساسى ترين راه براى حفظ و تثبيت برترى نژادى خويش را كنار زدن ساير مليتها و مذهبها و به ويژه كشتار مسلمانان بوسنى و هرزگوين مىدانند. از اين رو در فاصله سالهاى ١٠٦٢ تا ١٠٧٨ ه. ش./ ١٦٨٣ تا ١٦٩٩ م. به