جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٨٣
«شجاع الملك») تسهيل نمود. اگرچه اين حضور مستقيم در مواقعى كاهش (همانند دوران حكومت «امير شيرعلى») و يا شدت يافت، امّا در مجموع سلطه غير مستقيم انگليس «١» تا سال ١٢٩٨ ه. ش. ادامه يافت. ولى در اين سال، در پى مبارزات مردم (مانند قيام در سال ١٢٩٧ ه. ش.) و مقاومت برخى از دولتهاى افغانى (مانند حكومت «حبيبالله خان») استقلال افغانستان بر اساس الغاى «قرارداد گندمك» و بر مبناى «پيمان راولپندى» «٢» به دست آمد.
دوم اينكه پس از روى كارآمدن دولتهاى مستقلِ افغانى (چون امان الله خان) نهضت اسلامى افغانستان خاموش نشد. بلكه اين بار در ضديت با غربگرايى كه از سوى اكثر دولتهاى دوران پس از استقلال دنبال شد، قد علم كرد. اين مخالفتها منجر به بركنارى امان الله خان و روى كار آمدن حكومت انقلابى «حبيب الله دوم» معروف به بچه سقا در سال ١٣٠٨ ه. ش./ ١٩٢٩ م. گرديد. استقرار حكومت مشروطه سلطنتى به جاى سلطنتى توسط محمد ظاهر شاه در سال ١٣٤٢ ه. ش./ ١٩٦٣ م. و تبديل آن به حكومت جمهورى بوسيله محمد داوود خان در سال ١٣٥٢ ه. ش. كه درجاتى از وابستگى به شرق و غرب را داشتند با مخالفت مسلمانان روبرو شدند. از اين رو به تأسيس تشكلات و احزاب سياسى (همچون جمعيت اسلامى افغانستان از سوى «برهانالدين ربانى» در سال ١٣٥٤ ه. ش.) براى مبارزه با رژيم حاكم مبادرت كردند. «٣» سوم اينكه كمونيستها در دوران فضاى مساعد سياسى يعنى در دوره سلطنت محمد ظاهر شاه به تشكيل دو حزب پرچم و خلق دست زدند. اندكى بعد در كودتاى بدون خون ريزى محمد داوود خان عليه محمد ظاهر شاه شركت كردند. چند سال بعد، با انجام يك كودتاى نظامى عليه داوود خان بر سر كار آمدند. از اين تاريخ مبارزات اسلامى