جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٨٠
نوينى در رشد و شكوفايى نهضت اسلامى افغانستان گرديد: اوّل آن كه انقلاب اسلامى خصيصه ضد الحادى و ضدخارجى داشت و اين همان صفتى بود كه مبارزان افغانى بهآن براى مبارزه با كمونيسم و تجاوز روسها نياز داشتند. دوم آن كه به تأثير از انقلاب اسلامى احزاب و گروههاى سياسى و جهادى جديدى پديد آمدند. (مانند حركت انقلاب اسلامى افغانستان به رهبرى مولوى محمدنبى محمدى) «١» همچنين هدف برخى از گروههاى سياسى از «استقرار رژيم سلطنتى» به «برقرارى حكومت اسلامى» «٢» و نيز روش مبارزه سياسى برخى ديگر از گروهها، از مبارزه مسالمت آميز به مبارزه مسلحانه مبدل شد.
هدفهاى جنبش اسلامى افغانها خواسته ها و يا هدفهاى نهضت، از يك سو از علل وقوع حركتهاى اسلامى معاصر افغانستان و از سوى ديگر از آثارى كه اين جنبشها بر جاى گذاردهاند، هويداست. بر اين پايه و نيز بر مبناى سير تكوين نهضت اسلامى معاصر افغانستان مى توان به سه هدف عمده در آن دست پيدا كرد.
اولين دغدغه تاريخى نهضت صدساله اخير افغانستان، «بيرون راندن اشغالگران انگليسى» و پايان دادن به حيات حكومتهاى افغانى وابسته به آن بود. به بيان ديگر، هيچ گاه نهضت اسلامى افغانها در صدد تغيير نظام سياسى كشور (تغيير سلطنت) نبود. پس از دستيابى به استقلال نيز، نهضت اسلامى هدف (هدف دوم) خود را «نيل به يك حكومت معتقد و مجرى ارزشها و سنتهاى اسلامى و ملّى» (مانند حكومت بچّه سقا در سال ١٣٠٨ ه. ش. «٣») و تحقق آزاديهاى مدنى و نه تغيير آن بلكه مشروطه كردن سلطنت قرار داد؛ زيرا «بلخى» و «نيازى» به عنوان مشهورترين و برجسته ترين رهبران روحانى دوران پس از استقلال، تغيير رژيم سلطنتى را مطرح نساختهاند، بلكه عقيده بر آن بود كه سلطنت مشروطه هم مىتواند مجرى شريعت باشد. «٤» مبارزان اسلامى از اواخر دهه ٤٠ ه. ش. به بعد يعنى پس از تشكيل گروههاى