جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٢٦
شرايطى جنبش «شاه ولىاللّه دهلوى» (١١٦٠- ١٠٨٠ ه. ش.) در واكنش نسبت به مسائل داخلى مسلمانان و به ميزان كمترى در پاسخ به هجوم استعمار غربى شكل گرفت. «١» شاهولىاللّه دهلوى كه نگران عقبماندگى مسلمانان بود، بازگشت بهاسلام راستين را موجب بازيابى عزّت گذشته مسلمين مىدانست. او دراين راه برخلاف محمد بنعبدالوهاب به برداشت عقل گرايانه از قرآن و حديث پرداخت و همّت خود را صرف وحدت بين مذاهب مختلف اسلامى نمود. امّا در تز وحدت اسلامى او مذهب شيعه عنصر بيگانه بود، گر چه رنگ ضد شيعى تعاليم شاه ولىاللّه توسط رهبران بعدى جنبش كاهش يافت، ولى اين جنبش از اين جهت حداقل در آغاز كار با فرقه ضد شيعى وهابيت مُشابهت داشت. «٢» ادامه دهندگان جنبش شاه ولى اللّه، نهضت فكرى او را به جنبش سياسى اجتماعى تبديل كردند، و با گسترش تجاوزات استعمارگران، موضعگيرى ضد غربى اين جنبش را نيز توسعه دادند. اين تحوّل (تشديد موضع ضد استعمارى) باعث شد كه مسلمانان هند نقش ممتازى را در بيرون راندن استعمارگران از هند و استقلال آن كشور ايفا نمايند. «٣» آراى شاه ولىاللّه در انديشه و عمل اصلاح گران بعدى هندوستان بسيار مؤثر افتاد، به گونهاى كه مبارزات ضدانگليسى پسرش «شاه عبدالعزيز دهلوى» (معروف به سراجالهند) «حيدر على» و فرزندش «تيپوسلطان» و نيز نهضت ضد سيك و ضد انگليسى احمد بارلى يا بارلاوى (معروف به سيد احمد عرفان) و شورش ١٢٥٤ ه. ش./ ١٨٧٥ م. مسلمانان هند عليه انگليسها، جنبش فرائضه در بنگال به رهبرى «شريعت الله فرائضى» و جنبش علماى شيعى ديوبند و مهمّتر از همه جنبش هندىِ «خلافت» با الهام از انديشه شاه ولىالله شكل گرفتند. «٤» ٣- جنبش سَلَفيّه آغازگر جنبشى كه در واكنش به انحطاط داخلى و هجوم استعمار غربى به كشورهاى اسلامى شكل گرفت و تداوم يافت، «سيد جمالالدين اسدآبادى» (١٢٧٦- ١٢١٧ ه. ش.) معروف به افغانى است. اين جنبش، تنها راه بازيابى مجد و عظمتِ مسلمين را بازگشت