جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٢٤
عثمانى و حمايت بيگانگان (مانند انگليس) گسترش يافت و هم اكنون بخشى از جنبشهاى فكرى و اجتماعى جهان اسلام را تحت تأثير قرار داده است. «١» آرا و انديشههاى احمد بن حنبل (مؤسس مذهب حنبلى)، ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب (بانى نوحنبليان) به عنوان سلسله جنبان فرقه وهابيت، حداقل در دو جهت عُمده به هم شبيه است: اوّل اين كه با هر گونه تفسير و تعمّق در قرآن و حديث و گرايش به عقل، فلسفه، تصوف، عرفان، انديشه و اجتهاد به شدت مخالف بودند. و فقط مراجعه به ظواهر قرآن و حديث را براى انجام تكاليف شرعى و اداره زندگى بشر كافى مىدانستند. دوم اين كه طرح چنين موضعى به آن جهت صورت مىگرفت كه تنها راه صيانت از اسلام- كه به عقيده آنان، بى نهايت به بيراهه و انحراف افتاده و به بدعت و شرك آلوده شده است- استناد و عمل به ظواهر دست نخورده قرآن و حديث و بازگشت به سَلَف صالح «٢» است. اما اين از نظر ما انحرافى از اسلام اوّليّه به حساب مىآيد.
دليل انحراف وهّابيت از اسلام اوّليّه به اين نكته برمىگردد كه وهابيت از ارائه تصويرى از اسلام بهعنوان آخرين دين توحيدى كه قادر به اداره زندگى بشر، باشد ناتوان بوده است.
به بيان ديگر؛ ضديت وهابيت با هر گونه تدبير انديشى در حوزه دين و تفسير نادرست از اسلام كه منجر به مسكوت ماندن نيازها و خواستههاى جديد مسلمانان شده است، آن را از پويايى و تحرك باز داشته است. و به همين جهت، وهابيت اغلب در سرزمينهايى رشد و گسترش يافته كه از نظر فرهنگى، فكرى و اجتماعى بسيار عقب بودهاند. «٣» علاوه بر آن، وهابيت داراى ويژگيهاى ديگرى به اين شرح است:
١- وهابيت با همه فرقههاى اسلامى غيرحنبلى مخالف است. بر اين اساس، پيروان ديگر فرقههاى اسلامى را كافر و ريختن خون آنها را مباح مىداند! «٤»