جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ١٥٣
اين عنوان و مقام هيچ گاه از سوى مسلمانان به رسميت شناخته نشد. نخست آن كه به عقيده علماى سنى، خلافت واقعى فقط در عصر خلفاى راشدين جارى بود. ثانياً خلفاى امپراتورى عثمانى فاقد شرط «قريشى» بودند كه به اعتقاد برخى از علماى اهل تسنن از شرايط لازم براى تصدى مقام خلافت است. «١» و آخر اين كه شيعيان هر گونه خلافت غير منصوب به ائمه اطهار عليهم السلام را به منزله غصب حق آنان مى دانند.
دوم- وسعت زياد، نظارت كم و مسأله اقليتها: در زمان «سلطان سليمان قانونى» امپراتورى عثمانى در وسيعترين حد ارضى خود قرار داشت. در اين زمان مرزهاى امپراتورى تا مرز اتريش در اروپا، شمال آفريقا، استپهاى روسيه و نيز تا حجاز گسترده بود. در اين محدوده ارضى وسيع، مردمى با ويژگيها، آرمانها وفرهنگهاى مختلف و متضاد گرد هم آمده بودند. در حالى كه سازمان داخلى امپراتورى براى كنترل و حكومت بر آن ناقص و فاقد شالوده استوار بود. اين امر اقليتهاى نژادى، قومى و مذهبى را كه از حمايت اجانب و بيگانگان برخوردار بودند، در دستيابى تدريجى به امتيازات برابر با مسلمانها مدد رساند. در نتيجه آنان پس از كسب امتياز برابر بااقداماتى چون تأسيس مدارس در تهاجم فرهنگى عليه امپراتورى شركت كردند. «٢» سوم- ناسيوناليسم عرب: اعراب ساكن در امپراتورى عثمانى، خلافت را حق خود مىدانستند. چنين توقعى به آن جهت بود كه از يك سو اعراب خود را بنيانگذار جامعه اسلامى و مروج اسلام و ازسوى ديگر واجد صفات تعصب و پايدارى در برابر مشقتهاى طبيعى كه از لوازم حفظ و استمرار حكومت است، ارزيابى مىكردند. اين مسأله يكى از انگيزههاى اصلى ناسيوناليستهاى عرب در طرح خلافت اسلامى عربى در منطقه حجاز (عربستان سعودى فعلى)، تأسيس جامعه عرب در سال ١٢٨٣ ه. ش./ ١٩٠٤ م. چاپ كتابِ «بيدارى عرب» و انتشار مجله «استقلال عرب» در سال ١٢٨٤ ه. ش./ ١٩٠٥ م.
نيز همداستانى و همدستى با انگليس در جنگ جهانى اوّل در تجزيه امپراتورى عثمانى