جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ١٤٥
دارد. اما اعتراضات بعدى مردم نشان داد كه اين اصلاحات هدايت شده دولتى در تأمين خواستههاى عميق آنان ناكافى است. واكنش امير بحرين در قبالِ دور جديدى از شورشهاى مردمى كه از سال ١٣٧٤ ه. ش. در بحرين آغاز شد، توسل به زور و افزودن ده نفر ديگر به اعضاى مجلس مشورتى بود، اين دو مسأله منجر به تشديد مخالفتهاى مردمى گرديد. به ويژه اينكه افزايش اعضاى مجلس مشورتى برخلاف قانون اساسى ارزيابى شده است. «١» جنبش اسلامى در حجاز و عربستان سعودى بررسى جنبش اسلامى در عربستان سعودى حداقل به دو جهت ضرورت دارد، نخست اين كه عربستان يكى از پهناورترين و ثروتمندترين كشورهاى اسلامى است، و با ثروت ناشى از درآمدهاى نفتى در ايجاد و تداوم برخى از جنبشهاى وابسته به انديشههاى عبدالوهاب (وهابيت) نقش برجستهاى دارد. دوم اين كه عربستان (حجاز) مركز وحى و رسالت است، شهرهاى مكه و مدينه را در خود دارد، اين دو ويژگى همواره يادآور اسلام عصر پيامبر (ص) است. بنابراين هر گاه احساس گرديده كه اسلام از مسير اصيل خود منحرف شده است، ويژگيهاى مذكور الهام بخش انقلابها و جنبشهاى اسلامى شده است.
عوامل بروز جنبشهاى اسلامى در حجاز و عربستان سعودى مهمترين عوامل بروز نارضايتى سياسى و ظهور حركتهاى اسلامى در حجاز و عربستان سعودى به اين شرح است.
الف- مبارزه عليه ستم امپراتورى عثمانى: امپراتورى عثمانى توجهى به بهبود وضع اجتماعى، سياسى و مذهبى متصرفاتش در حجاز نداشت. اين امر بزرگترين جنبش دينى و سياسى را در بخش شرقى عربستان سعودى فعلى پديد آورد. در رأس