جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ١٤١
بريتانيا و بدون موافقت دولت نامبرده خوددارى كنم و به هيچ دولتى جز بريتانيا اجازه تأسيس نمايندگى سياسى يا كنسولى را ... ندهم.» «١» با اين وصف انگليس در سال ١٢٩٨ ه. ش./ ١٩١٩ م. تحت الحمايه بودن بحرين را به صورت رسمى اعلام كرد و از آن پس بحرين تحت سرپرستى يك مستشار انگليسى اداره مىشد اين مسأله حداقل منجر به قيام ناكام مردم بحرين در سال ١٣٣٠ ه. ش./ ١٩٥١ م. شد كه طى آن مردم خواهان اخراج «بل گراو» حاكم انگليسى بحرين شدند.
پس از استقلال بحرين نيز، وابستگى رژيم آل خليفه به استعمارگر جديد و جايگزين انگليس يعنى آمريكا ادامه يافت و اين وابستگى بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران و جنگ اوّل و دوم خليج فارس «٢» شديدتر شد. اعتراف سخنگوى كاخ سفيد مبنى بر اينكه «اگر كمكهاى دولت بحرين نبود به هيچ وجه قادر به مقاومت و ماندن در خليج نبوديم.» «٣» مؤيد اين وابستگى مضاعف است.
ج- فقدان آزاديهاى سياسى: بازگشت تبعيديان، آزادى زندانيان سياسى، لغو ممنوعيت تشكيل احزاب و فعاليتهاى سياسى مذهبى، آزادى بيان و مطبوعات، توقف دستگيرى آزاديخواهان و لغو سانسور، مهمترين خواسته هاى سياسى مردم بحرين را تشكيل مىدهند. مردم در تحقق اين خواسته بارها دست به قيام و شورش زده اند. به عنوان مثال در ١٣١٧ ه. ش./ ١٩٣٨ م. كارگران اعتصابى خواهان تشكيل مجلس و اتحاديههاى كارگرى شدند. در تظاهرات مشابه اى در سال ١٣٤٤ ه. ش./ ١٩٦٥ م.
حق برگزارى گردهمايى سياسى (ميتينگ) و آزادى زندانيان سياسى به خواسته هاى قبلى اضافه شد. حتى طى سالهاى ١٣٧١ ه. ش./ ١٩٩٢ م. و ١٣٧٤ ه. ش./ ١٩٩٥ م.
مردم با برپايى تظاهرات و راهپيمايى، خواستار اعاده مجلس شدند؛ زيرا مجلس در سال