جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ١٣٥
است كه مسلمانان جامو و كشمير از نيل به هدفهاى خود باز بمانند. «١» اندونزى مبارزه عليه استعمارگران، پيكار با عقب ماندگى ناشى از سلطه بيگانگان و مقابله با گسترش كمونيسم، سه عامل در رشد و شكوفايى حركت اسلامى اندونزى به شمار مىرود.
علاوهبر آن ستيز با تزِ «جدايى دين از سياست» كه به عنوان خط مشى رسمى حكومتهاى پس از استقلال اندونزى برگزيده شد، عامل ديگر در بروز و تداوم مبارزات اسلامى محسوب مىشود. اين مبارزات در آغاز با شورش و جنگ همراه بود، ولى پس از سركوب آنها توسط دولت، به صورت مبارزات سياسى (مبارزات پارلمانى) ظاهر شد. «٢» قبل از استقلال اندونزى، هدف مبارزه اسلامى صرفاً به كسب استقلال و جبران عقب ماندگى مسلمانان محدود مىشد. اما بعد از آن، جنبش اسلامى اندونزى در پى تأسيس يك دولت اسلامى مبتنى بر قوانين و مقررات اسلام برآمد. چون نيل به اين هدف با مخالفت جدى حكومت مواجه شد، برخى از گروههاى اسلامى (مانند نهضت العلما) هدف خود را نيل به اجراى مقررات اسلامى در جامعه اندونزى، محدود ساختند. «٣» نهضتهاى اوليه اسلامى اندونزى، تحت رهبرى و زعامت علما و رجال دين صورت گرفت. به عنوان نمونه در رأس قيام البدرى و جنبش سحابيون، علماى مذهبى قرار داشتند كه با صدور فتوا مبنى بر نجس بودن كفار و ضرورت جهاد با اشغالگران، مسلمانان را در جهت اخراج بيگانگان هدايت كردند. اما پس از استقلال، رهبرى برخى از گروههاى اسلامى را افراد تحصيل كرده به اصطلاح روشنفكر كه تفسير سازشكارانهاى از اسلام دارند بدست گرفتند. «٤» مسلمانان با پيروى از حكم جهاد و با تشكيل گروههاى مسلحانه، نقش ويژهاى در